bruches

[ایالات متحده]/bruːks/
[بریتانیا]/bruːks/

ترجمه

n. برُچ (نام خانوادگی)؛ برُچ (سازنده آلمانی ماکس برُچ)

عبارات و ترکیب‌ها

bruches collection

مجموعه بروش

bruches and lace

بروش و گوشه‌بند

antique bruches

بروش‌های باستانی

silver bruches

بروش‌های نقره‌ای

ceremonial bruches

بروش‌های سرگرمی

heirloom bruches

بروش‌های ارثی

bruches maker

تولیدکننده بروش

wearing bruches

پوشیدن بروش

bruches trade

تجارت بروش

delicate bruches

بروش‌های ظریف

جملات نمونه

the artist uses many different brushes to create texture.

هنرمند از چندین فرش مختلف برای ایجاد بافت استفاده می کند.

you should always wash your makeup brushes regularly.

باید به طور منظم فرش‌های مکیپ خود را بشویید.

different hair brushes are designed for various hair types.

فرش‌های موی مختلف برای انواع مختلف مو طراحی شده‌اند.

the chimney sweep cleaned the flue with wire brushes.

فرش‌های فلزی برای تمیز کردن لوله کوره استفاده شد.

we need to buy new scrub brushes for the kitchen.

ما نیاز داریم فرش‌های جدید تمیز کننده را برای آشپزخانه بخریم.

proper care extends the life of your paint brushes.

مراقبت مناسب عمر فرش‌های رنگ شما را افزایش می‌دهد.

he painted the fence with wide, flat brushes.

او با فرش‌های گسترده و مسطح گیلی‌ها را رنگ کرد.

nail brushes help keep your fingernails clean.

فرش‌های ناخن به حفظ تمیزی ناخن‌های شما کمک می‌کنند.

the machine operates with rotating carbon brushes.

این ماشین با استفاده از فرش‌های کربنی چرخان کار می‌کند.

she organized her cosmetic brushes in a holder.

او فرش‌های مراقبتی خود را در یک حامل سازمان داد.

snow brushes are essential for cars in winter.

فرش‌های برف در زمستان برای ماشین‌ها ضروری است.

he applies shoe polish with small, soft brushes.

او با فرش‌های کوچک و نرم لک‌پا را روی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید