big bruisers
غولهای بزرگ
tough bruisers
غولهای سرسخت
bruisers unite
غولها متحد شوند
bruisers fight
غولها بجنگند
bruisers clash
غولها درگیر شوند
bruisers brawl
غولها دعوا کنند
bruisers battle
غولها نبرد کنند
bruisers compete
غولها با هم رقابت کنند
bruisers dominate
غولها برتر شوند
bruisers prevail
غولها پیروز شوند
the team is full of bruisers who can handle tough opponents.
تیم پر از بازیکنان درشت هیکل است که میتوانند با حریفان سرسخت مقابله کنند.
he played as a bruiser in the game, dominating the field.
او به عنوان یک بازیکن درشت هیکل در بازی ظاهر شد و بر زمین مسلط شد.
bruisers often have a reputation for being aggressive.
بازیکنان درشت هیکل اغلب به دلیل تهاجمی بودن شهرت دارند.
in the boxing ring, bruisers are known for their power.
در رینگ بوکس، بازیکنان درشت هیکل به دلیل قدرت خود شناخته میشوند.
coaches often appreciate bruisers for their physicality.
مربیان اغلب از نظر فیزیکی بازیکنان درشت هیکل را ارزیابی میکنند.
he was a bruiser on the basketball court, intimidating his rivals.
او یک بازیکن درشت هیکل در زمین بسکتبال بود و حریفانش را میترساند.
bruisers are essential for a strong defense in football.
بازیکنان درشت هیکل برای داشتن یک دفاع قوی در فوتبال ضروری هستند.
many fans admire the bruisers for their toughness and resilience.
بسیاری از طرفداران به دلیل استقامت و انعطافپذیری خود به بازیکنان درشت هیکل احترام میگذارند.
in rugby, bruisers play a critical role in tackling.
در راگبی، بازیکنان درشت هیکل نقش مهمی در متوقف کردن حریف ایفا میکنند.
he trained hard to become a bruiser in the sport.
او سخت تمرین کرد تا به یک بازیکن درشت هیکل در این ورزش تبدیل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید