bunchgrasses

[ایالات متحده]/ˈbʌŋ(t)ʃɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈbʌn(t)ʃɡræss/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی علف بلند و خوشه‌ای که بومی آمریکای شمالی است.

عبارات و ترکیب‌ها

bunchgrass species

گونه‌های علفزار

bunchgrass habitat

زیستگاه علفزار

bunchgrass community

جامعه علفزار

bunchgrass ecosystem

زیست‌بوم علفزار

bunchgrass growth

رشد علفزار

bunchgrass cover

پوشش علفزار

bunchgrass types

انواع علفزار

bunchgrass management

مدیریت علفزار

bunchgrass area

منطقه علفزار

bunchgrass diversity

تنوع زیستی علفزار

جملات نمونه

bunchgrass is a vital component of the grassland ecosystem.

چمن‌های بوته‌ای یک جزء حیاتی از اکوسیستم چمنزار هستند.

the bunchgrass provides habitat for various wildlife species.

چمن‌های بوته‌ای زیستگاه برای گونه‌های مختلف حیات وحش فراهم می‌کنند.

farmers often use bunchgrass for erosion control.

کشاورزان اغلب از چمن‌های بوته‌ای برای کنترل فرسایش استفاده می‌کنند.

in the spring, the bunchgrass begins to grow rapidly.

در بهار، چمن‌های بوته‌ای به سرعت رشد خود را آغاز می‌کنند.

bunchgrass can be found in many different climates.

چمن‌های بوته‌ای را می‌توان در بسیاری از آب و هوای مختلف یافت.

the roots of bunchgrass help improve soil quality.

ریشه‌های چمن‌های بوته‌ای به بهبود کیفیت خاک کمک می‌کنند.

animals often graze on bunchgrass during the summer.

حیوانات اغلب در تابستان بر روی چمن‌های بوته‌ای علف‌خواری می‌کنند.

bunchgrass can thrive in poor soil conditions.

چمن‌های بوته‌ای می‌توانند در شرایط خاک فقیر رشد کنند.

the presence of bunchgrass indicates healthy grassland.

حضور چمن‌های بوته‌ای نشان‌دهنده چمنزار سالم است.

conservation efforts often focus on preserving bunchgrass habitats.

تلاش‌های حفاظتی اغلب بر حفظ زیستگاه‌های چمن‌های بوته‌ای متمرکز می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید