bunchgrass species
گونههای علفزار
bunchgrass habitat
زیستگاه علفزار
bunchgrass community
جامعه علفزار
bunchgrass ecosystem
زیستبوم علفزار
bunchgrass growth
رشد علفزار
bunchgrass cover
پوشش علفزار
bunchgrass types
انواع علفزار
bunchgrass management
مدیریت علفزار
bunchgrass area
منطقه علفزار
bunchgrass diversity
تنوع زیستی علفزار
bunchgrass is a vital component of the grassland ecosystem.
چمنهای بوتهای یک جزء حیاتی از اکوسیستم چمنزار هستند.
the bunchgrass provides habitat for various wildlife species.
چمنهای بوتهای زیستگاه برای گونههای مختلف حیات وحش فراهم میکنند.
farmers often use bunchgrass for erosion control.
کشاورزان اغلب از چمنهای بوتهای برای کنترل فرسایش استفاده میکنند.
in the spring, the bunchgrass begins to grow rapidly.
در بهار، چمنهای بوتهای به سرعت رشد خود را آغاز میکنند.
bunchgrass can be found in many different climates.
چمنهای بوتهای را میتوان در بسیاری از آب و هوای مختلف یافت.
the roots of bunchgrass help improve soil quality.
ریشههای چمنهای بوتهای به بهبود کیفیت خاک کمک میکنند.
animals often graze on bunchgrass during the summer.
حیوانات اغلب در تابستان بر روی چمنهای بوتهای علفخواری میکنند.
bunchgrass can thrive in poor soil conditions.
چمنهای بوتهای میتوانند در شرایط خاک فقیر رشد کنند.
the presence of bunchgrass indicates healthy grassland.
حضور چمنهای بوتهای نشاندهنده چمنزار سالم است.
conservation efforts often focus on preserving bunchgrass habitats.
تلاشهای حفاظتی اغلب بر حفظ زیستگاههای چمنهای بوتهای متمرکز میشوند.
bunchgrass species
گونههای علفزار
bunchgrass habitat
زیستگاه علفزار
bunchgrass community
جامعه علفزار
bunchgrass ecosystem
زیستبوم علفزار
bunchgrass growth
رشد علفزار
bunchgrass cover
پوشش علفزار
bunchgrass types
انواع علفزار
bunchgrass management
مدیریت علفزار
bunchgrass area
منطقه علفزار
bunchgrass diversity
تنوع زیستی علفزار
bunchgrass is a vital component of the grassland ecosystem.
چمنهای بوتهای یک جزء حیاتی از اکوسیستم چمنزار هستند.
the bunchgrass provides habitat for various wildlife species.
چمنهای بوتهای زیستگاه برای گونههای مختلف حیات وحش فراهم میکنند.
farmers often use bunchgrass for erosion control.
کشاورزان اغلب از چمنهای بوتهای برای کنترل فرسایش استفاده میکنند.
in the spring, the bunchgrass begins to grow rapidly.
در بهار، چمنهای بوتهای به سرعت رشد خود را آغاز میکنند.
bunchgrass can be found in many different climates.
چمنهای بوتهای را میتوان در بسیاری از آب و هوای مختلف یافت.
the roots of bunchgrass help improve soil quality.
ریشههای چمنهای بوتهای به بهبود کیفیت خاک کمک میکنند.
animals often graze on bunchgrass during the summer.
حیوانات اغلب در تابستان بر روی چمنهای بوتهای علفخواری میکنند.
bunchgrass can thrive in poor soil conditions.
چمنهای بوتهای میتوانند در شرایط خاک فقیر رشد کنند.
the presence of bunchgrass indicates healthy grassland.
حضور چمنهای بوتهای نشاندهنده چمنزار سالم است.
conservation efforts often focus on preserving bunchgrass habitats.
تلاشهای حفاظتی اغلب بر حفظ زیستگاههای چمنهای بوتهای متمرکز میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید