| جمع | bunions |
bunion pain
درد گوشه انگشت پا
bunion surgery
جراحی انگشت پا
bunion treatment
درمان گوشه انگشت پا
bunion cushion
بالشچه گوشه انگشت پا
bunion relief
تسکین درد گوشه انگشت پا
bunion corrector
اصلاح کننده گوشه انگشت پا
bunion gel
ژل گوشه انگشت پا
bunion brace
براس گوشه انگشت پا
bunion shoes
کفش گوشه انگشت پا
bunion deformity
تشوه گوشه انگشت پا
she has a painful bunion on her left foot.
او یک زگیل دردناک در پای چپ خود دارد.
wearing tight shoes can worsen a bunion.
پوشیدن کفشهای تنگ میتواند زگیل را بدتر کند.
he decided to see a doctor about his bunion.
او تصمیم گرفت برای زگیل خود به پزشک مراجعه کند.
bunions can be hereditary and run in families.
زگیلها میتوانند ارثی باشند و در خانوادهها رایج باشند.
she uses special pads to relieve bunion pain.
او از پدهای مخصوص برای تسکین درد زگیل استفاده میکند.
he underwent surgery to correct his bunion.
او برای اصلاح زگیل تحت عمل جراحی قرار گرفت.
proper footwear can help prevent bunions.
کفش مناسب میتواند به جلوگیری از زگیل کمک کند.
many people suffer from bunion discomfort as they age.
بسیاری از افراد با افزایش سن دچار ناراحتی زگیل میشوند.
exercises can help manage bunion symptoms.
ورزشها میتوانند به مدیریت علائم زگیل کمک کنند.
she was embarrassed by the size of her bunion.
او از اندازه زگیل خود خجالت میکشید.
bunion pain
درد گوشه انگشت پا
bunion surgery
جراحی انگشت پا
bunion treatment
درمان گوشه انگشت پا
bunion cushion
بالشچه گوشه انگشت پا
bunion relief
تسکین درد گوشه انگشت پا
bunion corrector
اصلاح کننده گوشه انگشت پا
bunion gel
ژل گوشه انگشت پا
bunion brace
براس گوشه انگشت پا
bunion shoes
کفش گوشه انگشت پا
bunion deformity
تشوه گوشه انگشت پا
she has a painful bunion on her left foot.
او یک زگیل دردناک در پای چپ خود دارد.
wearing tight shoes can worsen a bunion.
پوشیدن کفشهای تنگ میتواند زگیل را بدتر کند.
he decided to see a doctor about his bunion.
او تصمیم گرفت برای زگیل خود به پزشک مراجعه کند.
bunions can be hereditary and run in families.
زگیلها میتوانند ارثی باشند و در خانوادهها رایج باشند.
she uses special pads to relieve bunion pain.
او از پدهای مخصوص برای تسکین درد زگیل استفاده میکند.
he underwent surgery to correct his bunion.
او برای اصلاح زگیل تحت عمل جراحی قرار گرفت.
proper footwear can help prevent bunions.
کفش مناسب میتواند به جلوگیری از زگیل کمک کند.
many people suffer from bunion discomfort as they age.
بسیاری از افراد با افزایش سن دچار ناراحتی زگیل میشوند.
exercises can help manage bunion symptoms.
ورزشها میتوانند به مدیریت علائم زگیل کمک کنند.
she was embarrassed by the size of her bunion.
او از اندازه زگیل خود خجالت میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید