bursa

[ایالات متحده]/buəˈsɑ:/
[بریتانیا]/ˈbɚsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه؛ کیسه‌ای درون بدن که حاوی موکوس است و وظیفه‌ای حفاظتی و ضربه‌گیر دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

bursa of fabricius

اندوتلیوم بورسا فابریسیوس

جملات نمونه

The plantaris muscle, popliteofibular ligament, fabellofibular ligament, and semimembranosus bursa were present in all specimens.

عضله پلانتاریس، لیگامان پاپلیتوفیبولار، لیگامان فابلوفیبولار، و بورسا سمیمبرانوز در تمام نمونه‌ها وجود داشتند.

Peritoneal lavage,poly-tube drainge, omental bursa incision, pancreatic envelope and pancreatic bed brisement were made mainly.

شستشوی صفاقی، تخلیه پلی‌تیوب، برش بورسا امنتال، پوشش پانکراس و شکستن بستر پانکراس عمدتاً انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید