bustards

[ایالات متحده]/ˈbʌstərd/
[بریتانیا]/ˈbʌstɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای بزرگ و زمینی که در آفریقا، آسیا و اروپا یافت می‌شود؛ شخصی که به عنوان فردی فاسد یا بی‌صداقت در نظر گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bustard bird

پرنده باستر

bustard species

گونه‌های باستر

bustard habitat

زیستگاه باستر

bustard migration

مهاجرت باستر

bustard conservation

حفظ باستر

bustard population

جمعیت باستر

bustard courtship

جذب باستر

bustard territory

منطقه باستر

bustard breeding

تولید مثل باستر

bustard display

نمایش باستر

جملات نمونه

the bustard is known for its impressive size.

مرغ آنقوت به خاطر جثه بزرگش شناخته شده است.

we saw a bustard during our birdwatching trip.

ما در طول سفر پرنده نگری خود یک مرغ آنقوت دیدیم.

bustards are found in open grasslands and savannas.

مرغ آنقوت در مراتع باز و ساوانا یافت می شود.

the bustard's mating display is quite elaborate.

نمایش جفت گیری مرغ آنقوت بسیار پیچیده است.

conservation efforts are important for the bustard's survival.

تلاش های حفاظتی برای بقای مرغ آنقوت مهم هستند.

many people are fascinated by the bustard's behavior.

بسیاری از مردم از رفتار مرغ آنقوت مجذوب هستند.

the bustard can be quite elusive in the wild.

مرغ آنقوت می تواند در طبیعت بسیار پنهان باشد.

photographers often seek out the bustard for its beauty.

عکاسان اغلب به خاطر زیبایی خود مرغ آنقوت را به دنبال می گردند.

in some cultures, the bustard is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ ها، مرغ آنقوت به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می شود.

the bustard's habitat is threatened by agriculture.

زیستگاه مرغ آنقوت به دلیل کشاورزی تهدید می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید