butacaine

[ایالات متحده]/ˈbjuːtəkeɪn/
[بریتانیا]/ˈbjuːtəkeɪn/

ترجمه

n. یک ترکیب شیمیایی بی‌حس کننده محلی که به صورت محلی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

butacaine sulfate

سولفات باتوکائین

butacaine uses

کاربرد باتوکائین

topical butacaine

باتوکائین موضعی

butacaine solution

حلالیت باتوکائین

butacaine hydrochloride

هیدروکلرید باتوکائین

butacaine dosage

دوز باتوکائین

butacaine gel

ژل باتوکائین

butacaine ointment

مаз باتوکائین

buying butacaine

خرید باتوکائین

butacaine spray

پاش باتوکائین

جملات نمونه

the dentist applied butacaine to numb the gum tissue.

دندانپزشک باتوکائین را برای بی حس کردن بافت گums استفاده کرد.

butacaine sulfate is commonly used in ophthalmology.

سولفات باتوکائین به طور گسترده در چشم پزشکی استفاده می شود.

the patient requested butacaine for the minor surgical procedure.

بیمار باتوکائین را برای عمل جراحی کوچک درخواست داد.

butacaine provides rapid local anesthesia.

باتوکائین بی حسی محلی سریع ارائه می دهد.

the cream contains butacaine as the active ingredient.

کرم حاوی باتوکائین به عنوان ماده فعال است.

apply butacaine sparingly to the affected area.

باتوکائین را به مقدار کم روی ناحیه مورد نظر اعمال کنید.

butacaine is available in various formulations.

باتوکائین در انواع فرمولاسیون ها در دسترس است.

the doctor recommended butacaine drops for eye examination.

پزشک قطره باتوکائین را برای معاینه چشم توصیه کرد.

butacaine should not be used on broken skin.

باتوکائین باید روی پوست شکسته استفاده نشود.

the effect of butacaine lasts for approximately thirty minutes.

اثر باتوکائین تقریباً سی دقیقه طول می کشد.

butacaine was historically used for treating coughs.

باتوکائین به طور تاریخی برای درمان خلط استفاده می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید