byelorussian

[ایالات متحده]/baɪ.ləˈrʌʃən/
[بریتانیا]/bai-lər-uh-shən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بومی یا ساکن بلاروس.
adj. مربوط به بلاروس یا زبان بلاروسی.

عبارات و ترکیب‌ها

byelorussian language

زبان بلاروسی

byelorussian culture

فرهنگ بلاروس

byelorussian people

مردم بلاروس

byelorussian cuisine

آشپزی بلاروس

byelorussian history

تاریخ بلاروس

byelorussian heritage

میراث بلاروس

byelorussian traditions

آد و رسوم بلاروس

byelorussian arts

هنرهای بلاروس

byelorussian music

موسیقی بلاروس

byelorussian literature

ادبیات بلاروس

جملات نمونه

he is a byelorussian artist known for his unique style.

او یک هنرمند بلاروسی است که به خاطر سبک منحصر به فردش شناخته شده است.

the byelorussian cuisine features a variety of delicious dishes.

غذاهای بلاروسی دارای انواع غذاهای خوشمزه است.

she learned to speak byelorussian during her studies abroad.

او در طول تحصیلات خود در خارج از کشور یاد گرفت که به زبان بلاروسی صحبت کند.

byelorussian culture is rich in traditions and folklore.

فرهنگ بلاروس غنی از سنت ها و فولکلور است.

the byelorussian government is implementing new policies.

دولت بلاروس سیاست های جدیدی را اجرا می کند.

many byelorussian athletes compete in international events.

بسیاری از ورزشکاران بلاروسی در مسابقات بین المللی شرکت می کنند.

byelorussian literature has a long and fascinating history.

ادبیات بلاروس تاریخچه ای طولانی و جذاب دارد.

she wore a traditional byelorussian dress at the festival.

او یک لباس سنتی بلاروسی در جشنواره پوشید.

the byelorussian landscape is known for its natural beauty.

مناظر طبیعی بلاروس به دلیل زیبایی طبیعی خود شناخته شده است.

he has a collection of byelorussian stamps from different eras.

او مجموعه ای از تمبرهای بلاروسی از دوران مختلف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید