cabbageworm

[ایالات متحده]/ˈkæbɪdʒwɜːm/
[بریتانیا]/ˈkæb.ədʒˌwɝm/

ترجمه

n. کرم ابریشم که کلم می‌خورد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cabbageworm control

کنترل کرم‌کاباج

cabbageworm damage

آسیب کرم‌کاباج

cabbageworm infestation

آلودگی کرم‌کاباج

cabbageworm treatment

درمان کرم‌کاباج

cabbageworm larvae

لارو کرم‌کاباج

cabbageworm species

گونه‌های کرم‌کاباج

cabbageworm population

جمعیت کرم‌کاباج

cabbageworm life cycle

چرخه حیات کرم‌کاباج

cabbageworm prevention

جلوگیری از کرم‌کاباج

cabbageworm outbreak

شیوع کرم‌کاباج

جملات نمونه

the farmer noticed the cabbageworm eating his crops.

کشاورز متوجه شد که کرم کلم در حال خوردن محصولات او است.

to control the cabbageworm, he used organic pesticides.

برای کنترل کرم کلم، او از حشره‌کش‌های ارگانیک استفاده کرد.

cabbageworm larvae are small and green, making them hard to spot.

لاروهای کرم کلم کوچک و سبز هستند و به همین دلیل تشخیص آنها دشوار است.

she found a cabbageworm on her lettuce and removed it carefully.

او یک کرم کلم روی کاهویش پیدا کرد و با دقت آن را برداشت.

the cabbageworm can cause significant damage to vegetable gardens.

کرم کلم می‌تواند آسیب قابل توجهی به باغ‌های سبزیجات وارد کند.

farmers often scout for cabbageworm infestations in the spring.

کشاورزان اغلب در بهار برای بررسی آفت‌زده شدن کرم کلم گشت می‌زنند.

preventing cabbageworm outbreaks requires regular monitoring.

جلوگیری از شیوع کرم کلم نیاز به پایش منظم دارد.

cabbageworm control is essential for a healthy harvest.

کنترل کرم کلم برای برداشت محصول سالم ضروری است.

she learned about natural predators of the cabbageworm.

او در مورد شکارچیان طبیعی کرم کلم اطلاعاتی کسب کرد.

identifying the cabbageworm early can save your crops.

تشخیص زودهنگام کرم کلم می‌تواند محصولات شما را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید