cac

[ایالات متحده]/kæk/
[بریتانیا]/kæk/

ترجمه

abbr. نیروی مدفعی ساحلی؛ تهیه و تهیه‌ی ناموزون؛ مرکز تسریع قلبی
med. شر، بد، نامطلوب
شکل‌های واژه
جمعcacs

عبارات و ترکیب‌ها

cac a moment

پرسیان_ترجمه

cac around

پرسیان_ترجمه

cac up to someone

پرسیان_ترجمه

cac down on something

پرسیان_ترجمه

cac out to someone

پرسیان_ترجمه

cac into something

پرسیان_ترجمه

cac through with something

پرسیان_ترجمه

cac back to something

پرسیان_ترجمه

cac up on someone

پرسیان_ترجمه

جملات نمونه

the cac is used in many different applications.

کیک‌اِس (CAC) در بسیاری از کاربردهای مختلف استفاده می‌شود.

it's important to understand the cac of a situation.

درک کیک‌اِس (CAC) یک موقعیت اهمیت دارد.

the cac is often overlooked in complex systems.

کیک‌اِس (CAC) در سیستم‌های پیچیده اغلب نادیده گرفته می‌شود.

analyzing the cac can help us make better decisions.

تحلیل کیک‌اِس (CAC) می‌تواند به ما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیریم.

the cac of this project is to improve efficiency.

هدف کیک‌اِس (CAC) این پروژه بهبود کارایی است.

there are many factors that contribute to the cac.

عوامل بسیاری وجود دارند که به کیک‌اِس (CAC) کمک می‌کنند.

the cac is constantly evolving and changing.

کیک‌اِس (CAC) به طور مداوم در حال تغییر و تکامل است.

understanding the cac is essential for success.

درک کیک‌اِس (CAC) برای موفقیت ضروری است.

the cac can be a powerful tool when used effectively.

کیک‌اِس (CAC) وقتی به درستی استفاده شود، یک ابزار قدرتمند خواهد بود.

different perspectives offer valuable insights into the cac.

دیدگاه‌های متفاوت نگاه‌های ارزشمندی به کیک‌اِس (CAC) ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید