caf

[ایالات متحده]/kæf/
[بریتانیا]/kæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. نیروی هوایی چین؛ نیروی نظامی کانادا؛ هزینه و فرآوری؛ هزینه، بیمه و فرآوری (CIF)
n. فلوریت (در مفهوم شبکه‌های کامپیوتری)؛ ورودی نفت
شکل‌های واژه
جمعcafs

عبارات و ترکیب‌ها

the cafe

کافی

cafe latte

کافی لاته

internet cafe

کافی اینترنتی

cafe culture

فرهنگ کافی

cafe owner

مالک کافی

street cafe

کافی خیابانی

local cafe

کافی محلی

cafe menu

منو کافی

outdoor cafe

کافی بازدید خارجی

cafe society

جامعه کافی

جملات نمونه

i need a strong caf to wake up this morning.

من یک قهوه قوی برای بیدار شدن امروز صبح نیاز دارم.

let's grab a quick caf before the meeting starts.

قبل از شروع جلسه یک قهوه سریع بگیریم.

she can't function without her morning caf.

او بدون قهوه صبح خود نمی‌تواند کار کند.

this caf is way too bitter for my taste.

این قهوه بسیار تلخ‌تر از آن است که من دوست دارم.

we ran out of caf filters yesterday.

ما دیروز از فیلترهای قهوه خالی شدیم.

he prefers instant caf because it is convenient.

او قهوه آماده را ترجیح می‌دهد زیرا راحت‌تر است.

the new caf on the corner has great pastries.

قهوه‌فروشی جدید در زاویه پیکره‌های عالی دارد.

would you like a cup of decaf caf?

آیا یک فنجان قهوه بدون کافئین می‌خواهید؟

i usually take my caf black with no sugar.

من معمولاً قهوه‌ام را بدون قند و سیاه می‌گیرم.

the smell of fresh caf filled the kitchen.

بوی قهوه تازه کitchen را پر کرد.

do you know where the nearest caf is?

آیا می‌دانی نزدیک‌ترین قهوه‌فروشی کجاست؟

he ordered a large caf with extra milk.

او یک قهوه بزرگ با شیر اضافی سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید