| جمع | cafs |
the cafe
کافی
cafe latte
کافی لاته
internet cafe
کافی اینترنتی
cafe culture
فرهنگ کافی
cafe owner
مالک کافی
street cafe
کافی خیابانی
local cafe
کافی محلی
cafe menu
منو کافی
outdoor cafe
کافی بازدید خارجی
cafe society
جامعه کافی
i need a strong caf to wake up this morning.
من یک قهوه قوی برای بیدار شدن امروز صبح نیاز دارم.
let's grab a quick caf before the meeting starts.
قبل از شروع جلسه یک قهوه سریع بگیریم.
she can't function without her morning caf.
او بدون قهوه صبح خود نمیتواند کار کند.
this caf is way too bitter for my taste.
این قهوه بسیار تلختر از آن است که من دوست دارم.
we ran out of caf filters yesterday.
ما دیروز از فیلترهای قهوه خالی شدیم.
he prefers instant caf because it is convenient.
او قهوه آماده را ترجیح میدهد زیرا راحتتر است.
the new caf on the corner has great pastries.
قهوهفروشی جدید در زاویه پیکرههای عالی دارد.
would you like a cup of decaf caf?
آیا یک فنجان قهوه بدون کافئین میخواهید؟
i usually take my caf black with no sugar.
من معمولاً قهوهام را بدون قند و سیاه میگیرم.
the smell of fresh caf filled the kitchen.
بوی قهوه تازه کitchen را پر کرد.
do you know where the nearest caf is?
آیا میدانی نزدیکترین قهوهفروشی کجاست؟
he ordered a large caf with extra milk.
او یک قهوه بزرگ با شیر اضافی سفارش داد.
the cafe
کافی
cafe latte
کافی لاته
internet cafe
کافی اینترنتی
cafe culture
فرهنگ کافی
cafe owner
مالک کافی
street cafe
کافی خیابانی
local cafe
کافی محلی
cafe menu
منو کافی
outdoor cafe
کافی بازدید خارجی
cafe society
جامعه کافی
i need a strong caf to wake up this morning.
من یک قهوه قوی برای بیدار شدن امروز صبح نیاز دارم.
let's grab a quick caf before the meeting starts.
قبل از شروع جلسه یک قهوه سریع بگیریم.
she can't function without her morning caf.
او بدون قهوه صبح خود نمیتواند کار کند.
this caf is way too bitter for my taste.
این قهوه بسیار تلختر از آن است که من دوست دارم.
we ran out of caf filters yesterday.
ما دیروز از فیلترهای قهوه خالی شدیم.
he prefers instant caf because it is convenient.
او قهوه آماده را ترجیح میدهد زیرا راحتتر است.
the new caf on the corner has great pastries.
قهوهفروشی جدید در زاویه پیکرههای عالی دارد.
would you like a cup of decaf caf?
آیا یک فنجان قهوه بدون کافئین میخواهید؟
i usually take my caf black with no sugar.
من معمولاً قهوهام را بدون قند و سیاه میگیرم.
the smell of fresh caf filled the kitchen.
بوی قهوه تازه کitchen را پر کرد.
do you know where the nearest caf is?
آیا میدانی نزدیکترین قهوهفروشی کجاست؟
he ordered a large caf with extra milk.
او یک قهوه بزرگ با شیر اضافی سفارش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید