the market stall displayed fresh caimitoes alongside other tropical fruits.
فروشگاه بازار تازههای گوجههای کائیمیتو را کنار سایر میوههای گرمسیری نمایش داد.
she enjoyed eating ripe caimitoes with a spoon for breakfast.
او لذت برد از خوردن گوجههای کائیمیتو پخته شده با چنگال برای صبحانداز.
caimitoes are known for their sweet, white, jelly-like pulp.
گوجههای کائیمیتو به دلیل پulp شیرین، سفید و ژلهایشان شناخته شدهاند.
we decided to plant a caimito tree in our backyard garden.
ما تصمیم گرفتیم یک درخت گوجههای کائیمیتو در گوشهای از باغچهی ما کاشته شود.
the juice from caimitoes leaves a sticky latex residue on the lips.
مایع گوجههای کائیمیتو باعث میشود لبها با باقیمانده لاتکس چسبندهای پوشیده شود.
many tourists were curious about the unique taste of caimitoes.
بیشتر گردشگران دربارهی مزه منحصر به فرد گوجههای کائیمیتو علاقهمند بودند.
caimitoes typically have a star-shaped pattern when cut in cross-section.
گوجههای کائیمیتو معمولاً الگوی ستارهای دارند وقتی که در مقطع عرضی برش داده شوند.
the vendor recommended squeezing the caimitoes gently to check for ripeness.
فروشنده توصیه کرد که گوجههای کائیمیتو را با دقت فشار دهید تا میزان پختگی آنها را بررسی کنید.
star apples, or caimitoes, are rich in antioxidants and vitamin c.
گوجههای ستارهای یا گوجههای کائیمیتو، غنی از آنتی اکسیدانها و ویتامین سی هستند.
caimitoes should be stored at room temperature until they soften.
گوجههای کائیمیتو باید در دمای اتاق نگهداری شوند تا نرم شوند.
the skin of caimitoes is often purple or green depending on the variety.
پوست گوجههای کائیمیتو معمولاً بنفش یا سبز است که بستگی به نژاد دارد.
do not eat the skin of the caimitoes as it has a bitter taste.
پوست گوجههای کائیمیتو را نخورید چون مزهی تلخی دارد.
the market stall displayed fresh caimitoes alongside other tropical fruits.
فروشگاه بازار تازههای گوجههای کائیمیتو را کنار سایر میوههای گرمسیری نمایش داد.
she enjoyed eating ripe caimitoes with a spoon for breakfast.
او لذت برد از خوردن گوجههای کائیمیتو پخته شده با چنگال برای صبحانداز.
caimitoes are known for their sweet, white, jelly-like pulp.
گوجههای کائیمیتو به دلیل پulp شیرین، سفید و ژلهایشان شناخته شدهاند.
we decided to plant a caimito tree in our backyard garden.
ما تصمیم گرفتیم یک درخت گوجههای کائیمیتو در گوشهای از باغچهی ما کاشته شود.
the juice from caimitoes leaves a sticky latex residue on the lips.
مایع گوجههای کائیمیتو باعث میشود لبها با باقیمانده لاتکس چسبندهای پوشیده شود.
many tourists were curious about the unique taste of caimitoes.
بیشتر گردشگران دربارهی مزه منحصر به فرد گوجههای کائیمیتو علاقهمند بودند.
caimitoes typically have a star-shaped pattern when cut in cross-section.
گوجههای کائیمیتو معمولاً الگوی ستارهای دارند وقتی که در مقطع عرضی برش داده شوند.
the vendor recommended squeezing the caimitoes gently to check for ripeness.
فروشنده توصیه کرد که گوجههای کائیمیتو را با دقت فشار دهید تا میزان پختگی آنها را بررسی کنید.
star apples, or caimitoes, are rich in antioxidants and vitamin c.
گوجههای ستارهای یا گوجههای کائیمیتو، غنی از آنتی اکسیدانها و ویتامین سی هستند.
caimitoes should be stored at room temperature until they soften.
گوجههای کائیمیتو باید در دمای اتاق نگهداری شوند تا نرم شوند.
the skin of caimitoes is often purple or green depending on the variety.
پوست گوجههای کائیمیتو معمولاً بنفش یا سبز است که بستگی به نژاد دارد.
do not eat the skin of the caimitoes as it has a bitter taste.
پوست گوجههای کائیمیتو را نخورید چون مزهی تلخی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید