| جمع | caits |
cait said
کیت گفت
cait is
کیت است
poor cait
کیت فقیر
dear cait
گرامی کیت
cait came
کیت آمد
cait went
کیت رفت
hi cait
سلام کیت
cait knows
کیت میداند
cait sees
کیت میبیند
cait wants
کیت میخواهد
the cat sat on the windowsill all afternoon.
ماهیچه تمام بعدن به دیوار پنجره نشست.
she adopted a stray cat from the animal shelter.
او یک ماهیچه گم شده را از مراکز حیوانات بیخانمان گرفت.
my cat likes to chase laser pointers across the floor.
ماهیچه من دوست دارد نور لیزر را روی زمین بگردد.
who will feed the cat while we are on vacation?
کی ماهیچه را در زمانی که ما در تعطیلات هستیم غذا میدهد؟
that old cat loves to sleep in front of the fireplace.
آن ماهیچه قدیمی دوست دارد در جلو کوره بخوابد.
the black cat crossed the street and disappeared.
ماهیچه سیاه از روی خیابان گذشت و از دیده رفت.
we need to take the cat to the vet for a checkup.
ما باید ماهیچه را به دکتر حیوانات ببریم تا معاینه شود.
her cat has very soft, fluffy fur.
ماهیچه او دارای پشم نرم و پر است.
curiosity killed the cat, but satisfaction brought it back.
تاکید میکنیم که علاقهمندی ماهیچه را از بین میبرد، اما رضایت آن را باز میگرداند.
he is allergic to cat dander and sneezes constantly.
او به پوست ماهیچه حساسیت دارد و به طور مداوم عطسه میکند.
the cat knocked a glass of water off the table.
ماهیچه یک لیوان آب را از روی میز پاشید.
it is raining cats and dogs outside today.
امروز بیرون باران میبارد.
cait said
کیت گفت
cait is
کیت است
poor cait
کیت فقیر
dear cait
گرامی کیت
cait came
کیت آمد
cait went
کیت رفت
hi cait
سلام کیت
cait knows
کیت میداند
cait sees
کیت میبیند
cait wants
کیت میخواهد
the cat sat on the windowsill all afternoon.
ماهیچه تمام بعدن به دیوار پنجره نشست.
she adopted a stray cat from the animal shelter.
او یک ماهیچه گم شده را از مراکز حیوانات بیخانمان گرفت.
my cat likes to chase laser pointers across the floor.
ماهیچه من دوست دارد نور لیزر را روی زمین بگردد.
who will feed the cat while we are on vacation?
کی ماهیچه را در زمانی که ما در تعطیلات هستیم غذا میدهد؟
that old cat loves to sleep in front of the fireplace.
آن ماهیچه قدیمی دوست دارد در جلو کوره بخوابد.
the black cat crossed the street and disappeared.
ماهیچه سیاه از روی خیابان گذشت و از دیده رفت.
we need to take the cat to the vet for a checkup.
ما باید ماهیچه را به دکتر حیوانات ببریم تا معاینه شود.
her cat has very soft, fluffy fur.
ماهیچه او دارای پشم نرم و پر است.
curiosity killed the cat, but satisfaction brought it back.
تاکید میکنیم که علاقهمندی ماهیچه را از بین میبرد، اما رضایت آن را باز میگرداند.
he is allergic to cat dander and sneezes constantly.
او به پوست ماهیچه حساسیت دارد و به طور مداوم عطسه میکند.
the cat knocked a glass of water off the table.
ماهیچه یک لیوان آب را از روی میز پاشید.
it is raining cats and dogs outside today.
امروز بیرون باران میبارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید