calamary

[ایالات متحده]/kəˈlæməri/
[بریتانیا]/kə-ˈləm-ə-ree/

ترجمه

n. نوعی نرم‌تن دریایی با بدنی بلند و باریک و ده شاخک.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fried calamary

صدف سرخ شده

calamary rings

حلقه‌های صدف

grilled calamary

صدف گریل شده

calamary salad

سالاد صدف

spicy calamary

صدف تند

calamary skewers

سیخ‌های صدف

calamary appetizer

پیش‌غذای صدف

calamary dish

غذا با صدف

calamary soup

سوپ صدف

calamary tacos

تاکو صدف

جملات نمونه

calamary is a popular dish in many seafood restaurants.

غذای كالاماری در بسیاری از رستوران‌های غذاهای دریایی محبوب است.

she ordered calamary as an appetizer for dinner.

او كالاماری را به عنوان پیش‌غذای شام سفارش داد.

calamary can be grilled, fried, or served in a salad.

كالاماری را می‌توان گریل کرد، سرخ کرد یا در سالاد سرو کرد.

many people enjoy calamary for its tender texture.

بسیاری از مردم از كالاماری به دلیل بافت لطیف آن لذت می‌برند.

calamary rings are often served with a dipping sauce.

حلقه‌های كالاماری اغلب با سس غوطه‌ور سرو می‌شوند.

he learned how to cook calamary from a famous chef.

او طرز تهیه كالاماری را از یک سرآشپز مشهور یاد گرفت.

calamary is rich in protein and low in calories.

كالاماری سرشار از پروتئین و کم کالری است.

they served calamary with a side of spicy aioli.

آنها كالاماری را با یک طرفه از آیوای تند سرو کردند.

calamary is often mistaken for squid in recipes.

كالاماری اغلب در دستور العمل‌ها با اختاپوس اشتباه گرفته می‌شود.

she enjoys calamary fried to a golden crisp.

او از كالاماری سرخ شده تا طلایی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید