calluses

[ایالات متحده]/ˈkɔːl.ʌsɪz/
[بریتانیا]/ˈkæl.ə.siːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نواحی سخت شده پوست ناشی از اصطکاک یا فشار مکرر؛ توده‌ای از بافت که بر روی زخم به عنوان بخشی از فرآیند بهبودی تشکیل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

calluses on feet

زگیل روی پا

remove calluses

از بین بردن زگیل

calluses treatment

درمان زگیل

soften calluses

نرم کردن زگیل

calluses on hands

زگیل روی دست

calluses prevention

جلوگیری از زگیل

calluses care

مراقبت از زگیل

calluses relief

تسکین زگیل

calluses formation

تشکیل زگیل

painful calluses

زگیل‌های دردناک

جملات نمونه

she developed calluses from playing the guitar every day.

او از نواختن گیتار هر روز، زگیل دست ایجاد کرد.

calluses can protect your skin from blisters.

زگیل‌ها می‌توانند از پوست شما در برابر تاول‌ها محافظت کنند.

he uses a pumice stone to smooth out his calluses.

او از یک سنگ پا برای صاف کردن زگیل‌هایش استفاده می‌کند.

regular exercise can lead to the formation of calluses on your hands.

ورزش منظم می‌تواند منجر به ایجاد زگیل در دست‌های شما شود.

calluses can be a sign of hard work and dedication.

زگیل‌ها می‌توانند نشانه‌ای از سخت‌کوشی و تعهد باشند.

it's important to take care of calluses to prevent pain.

مراقبت از زگیل‌ها برای جلوگیری از درد مهم است.

she applied lotion to soften her calluses after a long day.

او بعد از یک روز طولانی، لوسیون زد تا زگیل‌هایش را نرم کند.

calluses can form on the feet from wearing tight shoes.

زگیل‌ها می‌توانند در اثر پوشیدن کفش‌های تنگ در پا ایجاد شوند.

he decided to get a pedicure to remove his calluses.

او تصمیم گرفت پدیکور انجام دهد تا زگیل‌هایش را از بین ببرد.

some athletes intentionally develop calluses for better grip.

برخی از ورزشکاران عمداً زگیل‌ها را برای گرفتن بهتر ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید