calorifier

[ایالات متحده]/ˈkæl.ə.rɪ.faɪ.ər/
[بریتانیا]/ˌkæl.ə.rɪˈfī.ɚ/

ترجمه

n. دستگاهی که آب را گرم می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

calorifier system

سیستم کالوريفاير

calorifier tank

مخزن کالوريفاير

calorifier unit

واحد کالوريفاير

calorifier design

طراحی کالوريفاير

calorifier installation

نصب کالوريفاير

calorifier maintenance

نگهداری کالوريفاير

calorifier efficiency

بازدهی کالوريفاير

calorifier operation

عملکرد کالوريفاير

calorifier capacity

ظرفیت کالوريفاير

calorifier performance

عملکرد کالوريفاير

جملات نمونه

the calorifier is essential for heating water efficiently.

کالریفیه برای گرم کردن آب به طور کارآمد ضروری است.

we need to install a new calorifier in the building.

ما نیاز داریم یک کالریفیه جدید در ساختمان نصب کنیم.

the calorifier should be regularly maintained for optimal performance.

کالریفیه باید به طور منظم برای عملکرد بهینه نگهداری شود.

can you check if the calorifier is functioning properly?

می‌توانید بررسی کنید که آیا کالریفیه به درستی کار می‌کند؟

a malfunctioning calorifier can lead to hot water shortages.

یک کالریفیه معیوب می‌تواند منجر به کمبود آب گرم شود.

the installation of a solar-powered calorifier is environmentally friendly.

نصب یک کالریفیه با انرژی خورشیدی سازگار با محیط زیست است.

we replaced the old calorifier with a more energy-efficient model.

ما کالریفیه قدیمی را با یک مدل با راندمان انرژی بیشتر جایگزین کردیم.

the calorifier's capacity determines how much hot water we can produce.

ظرفیت کالریفیه تعیین می‌کند که چقدر آب گرم می‌توانیم تولید کنیم.

it's important to insulate the calorifier to reduce heat loss.

عایق‌سازی کالریفیه برای کاهش اتلاف گرما مهم است.

the technician is troubleshooting the calorifier's heating element.

تکنسین در حال رفع مشکل در المنت گرمایشی کالریفیه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید