candlestick

[ایالات متحده]/'kænd(ə)lstɪk/
[بریتانیا]/'kændlstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نگهدارنده با یک سوکت برای شمع، معمولاً یکی با دسته برای حمل یا آویزان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

light the candlestick

روشن کردن شمع‌دان

decorative candlestick holder

نگهدارنده شمع تزئینی

جملات نمونه

The vicar took a candlestick from the altar.

vikar یک شمعدان از روی محراب برداشت.

She lit the candlestick on the dining table.

او شمعدان را روی میز ناهارخوری روشن کرد.

The candlestick holder was made of silver.

نگهدارنده شمعدان از نقره ساخته شده بود.

He placed the candlestick next to the vase.

او شمعدان را در کنار گلدان قرار داد.

The candlestick cast a flickering light in the room.

شمعدان نوری چشمک‌زن در اتاق ایجاد کرد.

She polished the candlestick to make it shine.

او شمعدان را صیقل داد تا براق شود.

The antique candlestick was a valuable find.

شمعدان قدیمی یک کشف با ارزش بود.

The candlestick toppled over and caused a small fire.

شمعدان واژگون شد و باعث آتش‌سوزی کوچکی شد.

The candlestick was passed down through generations in the family.

شمعدان از نسلی به نسل دیگر در خانواده منتقل شد.

She admired the intricate design of the candlestick.

او طراحی پیچیده شمعدان را تحسین کرد.

The candlestick added a touch of elegance to the room.

شمعدان کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید