candyfloss

[ایالات متحده]/'kændɪflɒs/
[بریتانیا]/'kændɪflɔs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرینی کتان شده
Word Forms

جملات نمونه

the taste of candyfloss, spun sugar, as "sweet fog"

طعم پنبه‌بازی، شکر ویژه‌، مانند "مه شیرین"

In the giant tents soft drinks and hot chocolate with marshmallows and candyfloss were served to the children, with the adults drinking mulled (hot) wine and beer.

در چادرهای بزرگ، نوشیدنی‌های خنک و شکلات داغ با پاپ‌کورن و پنبه‌بازی به کودکان سرو می‌شد، در حالی که بزرگسالان شراب (داغ) و آبجو میل می‌کردند.

نمونه‌های واقعی

Post-war austerity had thawed, and the country had entered a consumerist, “candyfloss world”.

پس از دوران ریاضت پس از جنگ، اوضاع و شرایط بهبود یافت و کشور وارد دنیای "پنبه‌نمکی" مصرف‌گرایانه شد.

منبع: The Economist - Arts

Is they're like going to be a candyfloss flavor? Or a Liberty Flavor? !

آیا قرار است طعم پنبه‌نمکی وجود داشته باشد؟ یا طعم لیبرتی؟!

منبع: Global Food Tasting (Irish Accent)

I leaned over to shake the hand of the woman beside him, who wore a white turtleneck sweater and had the kind of pale candyfloss hair that she might have spent a lifetime trying to control.

من خم شدم تا دست زن کنارش را فش کنم، که یک بلوز یقه اسکی سفید پوشیده بود و دارای نوع موی پنبه‌نمکی رنگ‌پریده‌ای بود که شاید تمام عمر را برای کنترل آن صرف کرده باشد.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید