empty canvasses
بومهای خالی
colorful canvasses
بومهای رنگارنگ
large canvasses
بومهای بزرگ
canvas canvasses
بومهای بوم
stretched canvasses
بومهای کشیده شده
blank canvasses
بومهای خالی
canvas art canvasses
بومهای هنری بوم
large scale canvasses
بومهای مقیاس بزرگ
mixed media canvasses
بومهای رسانه ترکیبی
textured canvasses
بومهای بافتدار
the artist prepared several canvasses for the upcoming exhibition.
هنرمند چندین بوم را برای نمایشگاه آتی آماده کرد.
she painted vibrant landscapes on her canvasses.
او مناظر پر جنب و جوش را روی بومهای خود نقاشی کرد.
canvasses can be stretched to fit various sizes.
میتوان بومها را برای تناسب با اندازههای مختلف کشید.
he prefers using large canvasses for his abstract art.
او ترجیح میدهد از بومهای بزرگ برای هنر انتزاعی خود استفاده کند.
the workshop provided canvasses and paints for all participants.
کارگاه آموزشی، بوم و رنگ برای همه شرکتکنندگان فراهم کرد.
canvasses are essential for any painter's toolkit.
بومها برای ابزار هر نقاشی ضروری هستند.
she enjoys experimenting with different textures on her canvasses.
او از آزمایش بافتهای مختلف روی بومهای خود لذت میبرد.
many artists donate their canvasses to charity auctions.
بسیاری از هنرمندان بومهای خود را به حراج خیریه اهدا میکنند.
he often critiques his own canvasses after finishing a piece.
او اغلب پس از اتمام یک اثر، نقدهای خود را بر روی بومهای خود ارائه میدهد.
the gallery displayed a series of canvasses from local artists.
گالری مجموعهای از بومهای هنرمندان محلی را به نمایش گذاشت.
empty canvasses
بومهای خالی
colorful canvasses
بومهای رنگارنگ
large canvasses
بومهای بزرگ
canvas canvasses
بومهای بوم
stretched canvasses
بومهای کشیده شده
blank canvasses
بومهای خالی
canvas art canvasses
بومهای هنری بوم
large scale canvasses
بومهای مقیاس بزرگ
mixed media canvasses
بومهای رسانه ترکیبی
textured canvasses
بومهای بافتدار
the artist prepared several canvasses for the upcoming exhibition.
هنرمند چندین بوم را برای نمایشگاه آتی آماده کرد.
she painted vibrant landscapes on her canvasses.
او مناظر پر جنب و جوش را روی بومهای خود نقاشی کرد.
canvasses can be stretched to fit various sizes.
میتوان بومها را برای تناسب با اندازههای مختلف کشید.
he prefers using large canvasses for his abstract art.
او ترجیح میدهد از بومهای بزرگ برای هنر انتزاعی خود استفاده کند.
the workshop provided canvasses and paints for all participants.
کارگاه آموزشی، بوم و رنگ برای همه شرکتکنندگان فراهم کرد.
canvasses are essential for any painter's toolkit.
بومها برای ابزار هر نقاشی ضروری هستند.
she enjoys experimenting with different textures on her canvasses.
او از آزمایش بافتهای مختلف روی بومهای خود لذت میبرد.
many artists donate their canvasses to charity auctions.
بسیاری از هنرمندان بومهای خود را به حراج خیریه اهدا میکنند.
he often critiques his own canvasses after finishing a piece.
او اغلب پس از اتمام یک اثر، نقدهای خود را بر روی بومهای خود ارائه میدهد.
the gallery displayed a series of canvasses from local artists.
گالری مجموعهای از بومهای هنرمندان محلی را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید