capsicums

[ایالات متحده]/ˈkæpsɪkʌmz/
[بریتانیا]/kap-si-kumz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلفل چیلی، به ویژه گیاه میوه‌دهنده از جنس Capsicum.; فلفل دلمه‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

red capsicums

فلفل دلمه‌ای قرمز

green capsicums

فلفل دلمه‌ای سبز

capsicums salad

سالاد فلفل دلمه‌ای

stuffed capsicums

فلفل دلمه‌ای پر شده

capsicums variety

نوع فلفل دلمه‌ای

fresh capsicums

فلفل دلمه‌ای تازه

roasted capsicums

فلفل دلمه‌ای کبابی

capsicums dish

غذا با فلفل دلمه‌ای

capsicums recipe

دستور تهیه فلفل دلمه‌ای

yellow capsicums

فلفل دلمه‌ای زرد

جملات نمونه

capsicums are rich in vitamins.

فلفل دلمه‌ای سرشار از ویتامین‌ها است.

she added capsicums to the salad for color.

او برای رنگ، فلفل دلمه‌ای به سالاد اضافه کرد.

capsicums can be eaten raw or cooked.

می‌توان فلفل دلمه‌ای را به صورت خام یا پخته مصرف کرد.

he prefers sweet capsicums over spicy ones.

او ترجیح می‌دهد از فلفل دلمه‌ای شیرین به جای تند استفاده کند.

capsicums are a key ingredient in many dishes.

فلفل دلمه‌ای یک ماده اصلی در بسیاری از غذاها است.

you can find different colors of capsicums in the market.

می‌توانید رنگ‌های مختلف فلفل دلمه‌ای را در بازار پیدا کنید.

stuffed capsicums make a delicious meal.

فلفل دلمه‌ای پر شده یک غذای خوشمزه است.

capsicums add a crunchy texture to stir-fries.

فلفل دلمه‌ای بافت تردی به سرخ‌کردنی‌ها اضافه می‌کند.

she grows her own capsicums in the garden.

او فلفل دلمه‌ای خودش را در باغ پرورش می‌دهد.

capsicums can help improve your immune system.

فلفل دلمه‌ای می‌تواند به بهبود سیستم ایمنی شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید