carabao

[ایالات متحده]/ˌkærəˈbaʊ/
[بریتانیا]/ˌkærəˈbaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بوفالوی آبی بزرگ اهلی که در جنوب شرق آسیا یافت می‌شود.
Word Forms
جمعcarabaos

عبارات و ترکیب‌ها

carabao milk

شیر گاومیش

carabao horns

شاخ گاومیش

carabao meat

گوشت گاومیش

carabao cart

چرخ گاومیش

carabao festival

جشنواره گاومیش

carabao race

مسابقه گاومیش

carabao farm

گاومیش‌پروری

carabao grass

چمن گاومیش

carabao power

قدرت گاومیش

carabao handler

نگهدارنده گاومیش

جملات نمونه

the carabao is often used in farming.

گاومیش اغلب در کشاورزی استفاده می شود.

many farmers rely on the strength of the carabao.

بسیاری از کشاورزان به قدرت گاومیش متکی هستند.

carabao milk is a popular ingredient in many dishes.

شیر گاومیش یک ماده محبوب در بسیاری از غذاها است.

the carabao is known for its endurance.

گاومیش به دلیل استقامت خود شناخته شده است.

children often enjoy riding on a carabao.

بچه ها اغلب از سواری روی گاومیش لذت می برند.

in some cultures, the carabao symbolizes hard work.

در برخی فرهنگ ها، گاومیش نماد کار سخت است.

the carabao helps plow the fields efficiently.

گاومیش به طور موثر به شخم زدن زمین ها کمک می کند.

farmers train their carabao for various tasks.

کشاورزان گاومیش خود را برای انجام وظایف مختلف آموزش می دهند.

the carabao is often seen in rural areas.

گاومیش اغلب در مناطق روستایی دیده می شود.

people admire the beauty of a well-groomed carabao.

مردم زیبایی یک گاومیش خوش مرتب را تحسین می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید