caravanner

[ایالات متحده]/kəˈrævənər/
[بریتانیا]/kar-ə-vən-ər/

ترجمه

n. شخصی که در کاروان سفر می‌کند.; شخصی که در خانه متحرک یا کاروان زندگی می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

happy caravanner

کاروان‌گردان خوشحال

experienced caravanner

کاروان‌گردان با تجربه

seasoned caravanner

کاروان‌گردان باتجربه

new caravanner

کاروان‌گردان جدید

adventurous caravanner

کاروان‌گردان ماجراجو

enthusiastic caravanner

کاروان‌گردان پرشور

careful caravanner

کاروان‌گردان محتاط

budget caravanner

کاروان‌گردان کم‌هزینه

solo caravanner

کاروان‌گردان تکی

family caravanner

کاروان‌گردان خانوادگی

جملات نمونه

the caravanner set up camp by the lake.

سفرکار کنار دریاچه کمپ برپا کرد.

many caravanners enjoy traveling in groups.

بسیاری از سفرکارها از سفر در گروه لذت می برند.

the caravanner shared tips on the best routes.

سفرکار نکاتی در مورد بهترین مسیرها به اشتراک گذاشت.

as a caravanner, you need to plan your stops carefully.

به عنوان یک سفرکار، شما باید توقف های خود را با دقت برنامه ریزی کنید.

the caravanner's vehicle was equipped for off-road adventures.

وسیله نقلیه سفرکار برای ماجراجویی در مسیرهای خارج از جاده مجهز بود.

caravanners often gather at popular camping sites.

سفرکارها اغلب در مکان های کمپینگ محبوب گرد هم می شوند.

the caravanner enjoyed the freedom of the open road.

سفرکار از آزادی جاده های آزاد لذت برد.

being a caravanner requires good organizational skills.

سفرکار بودن نیاز به مهارت های سازمانی خوب دارد.

the caravanner packed all essentials for the trip.

سفرکار تمام ضروریات سفر را بسته بندی کرد.

every caravanner has their favorite camping gear.

هر سفرکاری وسایل کمپینگ مورد علاقه خود را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید