carbineers

[ایالات متحده]/ˈkɑːrbɪn.iərz/
[بریتانیا]/ˌkɑːrˈbiːnɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک واحد پیاده نظام سوار، که معمولاً با کاربین‌ها مجهز هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

carbineers unit

واحد تفنگداران

carbineers patrol

گشت تفنگداران

carbineers division

گردان تفنگداران

carbineers training

آموزش تفنگداران

carbineers squad

گروه تفنگداران

carbineers operation

عملیات تفنگداران

carbineers deployment

استقرار تفنگداران

carbineers mission

ماموریت تفنگداران

carbineers exercise

تمرین تفنگداران

carbineers force

نیروی تفنگداران

جملات نمونه

the carbineers were deployed to maintain order during the festival.

سربازان مسلسل برای حفظ نظم در طول جشنواره مستقر شدند.

many carbineers participated in the training exercise.

بسیاری از سربازان مسلسل در تمرین شرکت کردند.

the carbineers are known for their discipline and efficiency.

سربازان مسلسل به دلیل نظم و کارایی خود شناخته شده اند.

during the parade, the carbineers marched in perfect formation.

در طول رژه، سربازان مسلسل با نظم کامل رژه رفتند.

carbineers often serve in challenging environments.

سربازان مسلسل اغلب در محیط های چالش برانگیز خدمت می کنند.

the commander praised the carbineers for their bravery.

فرمانده از شجاعت سربازان مسلسل تقدیر کرد.

carbineers are equipped with specialized training for urban warfare.

سربازان مسلسل به آموزش تخصصی برای جنگ شهری مجهز هستند.

the carbineers conducted a successful operation last night.

سربازان مسلسل شب گذشته یک عملیات موفقیت آمیز انجام دادند.

carbineers play a crucial role in national security.

سربازان مسلسل نقش مهمی در امنیت ملی ایفا می کنند.

in times of crisis, the carbineers are always ready to respond.

در زمان بحران، سربازان مسلسل همیشه آماده پاسخگویی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید