carboniser

[ایالات متحده]/ˈkɑːbənaɪzər/
[بریتانیا]/ˌkɑːr.bən.aɪ.zɚ/

ترجمه

n. دستگاه یا فرآیندی که چیزی را کربن‌سازی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

carboniser plant

گیاه کربنی‌ساز

carboniser technology

فناوری کربنی‌سازی

carboniser process

فرآیند کربنی‌سازی

carboniser unit

واحد کربنی‌ساز

carboniser design

طراحی کربنی‌ساز

carboniser efficiency

بازدهی کربنی‌ساز

carboniser operation

نحوه عملکرد کربنی‌ساز

carboniser output

خروجی کربنی‌ساز

carboniser emissions

آلایندگی کربنی‌ساز

carboniser maintenance

نگهداری کربنی‌ساز

جملات نمونه

the carboniser converts organic waste into charcoal.

کربن‌ساز، زباله‌های آلی را به زغال تبدیل می‌کند.

using a carboniser can help reduce landfill waste.

استفاده از کربن‌ساز می‌تواند به کاهش ضایعات دفن شده کمک کند.

the new carboniser technology is more efficient.

فناوری جدید کربن‌ساز کارآمدتر است.

we installed a carboniser to improve our recycling process.

ما یک کربن‌ساز نصب کردیم تا فرآیند بازیافت خود را بهبود بخشیم.

the carboniser emits fewer pollutants than traditional methods.

کربن‌ساز نسبت به روش‌های سنتی آلاینده‌های کمتری منتشر می‌کند.

investing in a carboniser can save costs in the long run.

سرمایه‌گذاری در یک کربن‌ساز می‌تواند در درازمدت در هزینه‌ها صرفه‌جویی کند.

farmers use a carboniser to manage agricultural waste.

کشاورزان از کربن‌ساز برای مدیریت ضایعات کشاورزی استفاده می‌کنند.

the carboniser can produce biochar for soil enhancement.

کربن‌ساز می‌تواند بیوچار برای بهبود خاک تولید کند.

training is required to operate the carboniser safely.

برای کار کردن با کربن‌ساز به طور ایمن، آموزش مورد نیاز است.

many industries benefit from the use of a carboniser.

بسیاری از صنایع از استفاده از یک کربن‌ساز بهره‌مند می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید