carbonite

[ایالات متحده]/ˈkɑːrbənaɪt/
[بریتانیا]/kär-bən-īt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مواد منفجره که از نیتروگلیسیرین، نیترات پتاسیم و تراشه‌های چوبی تشکیل شده است.; نیتروگلیسیرین.; نیترات پتاسیم.

عبارات و ترکیب‌ها

frozen carbonite

کربنیت یخ‌زده

carbonite chamber

اتاق کربیت

carbonite block

بلوک کربیت

carbonite extraction

استخراج کربیت

carbonite freezing

یخ‌زدگی کربیت

carbonite process

فرآیند کربیت

carbonite mining

گودبرداری کربیت

carbonite technology

فناوری کربیت

carbonite vessel

کپسول کربیت

carbonite preservation

حفظ کربیت

جملات نمونه

han solo was frozen in carbonite.

هان سولو در کربونیت فریز شده بود.

carbonite is used for transporting valuable items.

از کربونیت برای حمل اقلام با ارزش استفاده می شود.

the process of encasing someone in carbonite is dangerous.

فرآیند قرار دادن کسی در کربونیت خطرناک است.

many fans love the carbonite scene in star wars.

بسیاری از طرفداران صحنه کربونیت در جنگ ستارگان را دوست دارند.

carbonite technology has advanced significantly.

فناوری کربونیت به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

he was rescued from carbonite after many years.

او پس از گذشت سال ها از کربونیت نجات یافت.

carbonite can preserve items for a long time.

کربونیت می تواند اقلام را برای مدت طولانی حفظ کند.

the carbonite chamber was a crucial plot point.

اتاق کربونیت یک نقطه حیاتی در داستان بود.

using carbonite for storage is a unique idea.

استفاده از کربونیت برای ذخیره سازی یک ایده منحصر به فرد است.

she found a way to escape from carbonite.

او راهی برای فرار از کربونیت پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید