carbuncles

[ایالات متحده]/ˈkɑːrbʌnkəlz/
[بریتانیا]/kär-bŭn-kuhls/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از جوش‌های پوستی متصل، که اغلب دردناک و جدی هستند؛ شکل جمع کاربونکل.

عبارات و ترکیب‌ها

painful carbuncles

چرک‌های دردناک

carbuncles treatment

درمان چرک‌ها

skin carbuncles

چرک‌های پوستی

multiple carbuncles

چرک‌های متعدد

carbuncles infection

عفونت چرک‌ها

carbuncles symptoms

علائم چرک‌ها

carbuncles care

مراقبت از چرک‌ها

carbuncles formation

تشکیل چرک‌ها

carbuncles causes

علت‌های چرک‌ها

carbuncles removal

از بین بردن چرک‌ها

جملات نمونه

she developed carbuncles on her neck after the infection.

او بعد از عفونت، کورک‌ها (carbuncles) را روی گردن خود ایجاد کرد.

the doctor recommended treatment for her painful carbuncles.

پزشک درمان کورک‌های دردناک او را توصیه کرد.

carbuncles can be quite serious if left untreated.

اگر درمان نشوند، کورک‌ها می‌توانند بسیار جدی باشند.

he was worried that the carbuncles would leave scars.

او نگران بود که کورک‌ها جای زخم بگذارند.

she used a warm compress to soothe her carbuncles.

او از یک کمپرس گرم برای تسکین کورک‌های خود استفاده کرد.

carbuncles often require drainage to heal properly.

اغلب کورک‌ها برای بهبودی کامل نیاز به تخلیه دارند.

he experienced recurring carbuncles due to his diabetes.

به دلیل دیابت، او کورک‌های مکرر را تجربه کرد.

antibiotics can help treat severe cases of carbuncles.

آنتی‌بیوتیک‌ها می‌توانند به درمان موارد شدید کورک‌ها کمک کنند.

she was relieved when the carbuncles finally healed.

وقتی کورک‌ها بالاخره خوب شدند، او احساس راحتی کرد.

proper hygiene can prevent the formation of carbuncles.

بهداشت مناسب می‌تواند از تشکیل کورک‌ها جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید