carminatives

[ایالات متحده]/ˈkɑːrmɪnətɪv/
[بریتانیا]/kär-mĭnˈeɪ-tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تسکین دهنده نفخ; خارج کردن گاز از معده و روده‌ها
n. دارویی که نفخ را تسکین می‌دهد; عاملی برای تسکین گاز

عبارات و ترکیب‌ها

carminative herb

گیاه کرم‌زدا

carminative effect

اثر کرم‌زدا

carminative properties

ویژگی‌های کرم‌زدا

carminative tea

چای کرم‌زدا

carminative oil

روغن کرم‌زدا

carminative remedy

درمان کرم‌زدا

carminative spices

ادویه‌های کرم‌زدا

carminative mixture

مخلوط کرم‌زدا

carminative food

غذاهای کرم‌زدا

carminative treatment

درمان کرم‌زدا

جملات نمونه

ginger is known for its carminative properties.

زنجبیل به خاطر خواص بادشکن آن شناخته شده است.

many herbal teas have carminative effects.

بسیاری از دمنوش های گیاهی اثرات بادشکن دارند.

carminative herbs can help relieve bloating.

گیاهان بادشکن می‌توانند به رفع نفخ کمک کنند.

chamomile is a popular carminative remedy.

بابونه یک داروی بادشکن محبوب است.

carminative oils are often used in aromatherapy.

روغن‌های بادشکن اغلب در آتروماسرازی استفاده می‌شوند.

fennel seeds are a great carminative spice.

دانه‌های رازیانه یک ادویه بادشکن عالی هستند.

using carminative ingredients can enhance digestion.

استفاده از مواد بادشکن می‌تواند باعث بهبود هضم شود.

some people take carminative supplements after meals.

برخی افراد بعد از غذا مکمل های بادشکن مصرف می کنند.

carminative effects can vary from person to person.

اثرات بادشکن می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

incorporating carminative foods in your diet can be beneficial.

گنجاندن غذاهای بادشکن در رژیم غذایی شما می‌تواند مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید