carnism

[ایالات متحده]/ˈkɑːrnɪzəm/
[بریتانیا]/ˈkɑːrnˌɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باور اینکه انسان‌ها حق دارند گوشت بخورند، بدون توجه به پیامدهای اخلاقی یا زیست‌محیطی؛ مصرف بیش از حد گوشت.

عبارات و ترکیب‌ها

carnism theory

تئوری کارنیسم

carnism ideology

ایدئولوژی کارنیسم

carnism critique

انتقاد از کارنیسم

carnism ethics

اخلاق کارنیسم

carnism beliefs

باورهای کارنیسم

carnism practices

روش‌های کارنیسم

carnism culture

فرهنگ کارنیسم

carnism debate

بحث درباره کارنیسم

carnism awareness

آگاهی از کارنیسم

جملات نمونه

carnism is often challenged by animal rights activists.

گوشت‌خواری اغلب مورد انتقاد فعالان حقوق حیوانات قرار می‌گیرد.

many people are unaware of the concept of carnism.

بسیاری از مردم از مفهوم گوشت‌خواری آگاه نیستند.

carnism promotes the idea that eating animals is normal.

گوشت‌خواری این ایده را ترویج می‌کند که خوردن حیوانات طبیعی است.

critics argue that carnism is a form of speciesism.

منتقدان استدلال می‌کنند که گوشت‌خواری نوعی گونه‌پرستی است.

understanding carnism can lead to more ethical food choices.

درک گوشت‌خواری می‌تواند منجر به انتخاب‌های غذایی اخلاقی‌تر شود.

carnism is deeply rooted in cultural traditions.

گوشت‌خواری عمیقاً در سنت‌های فرهنگی ریشه دارد.

many documentaries explore the implications of carnism.

بسیاری از مستندها پیامدهای گوشت‌خواری را بررسی می‌کنند.

some people choose to reject carnism in favor of veganism.

برخی از افراد به جای گوشت‌خواری، وگانیسم را انتخاب می‌کنند.

carnism can lead to health issues if not balanced properly.

اگر به درستی متعادل نشود، گوشت‌خواری می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

education about carnism is important for future generations.

آموزش در مورد گوشت‌خواری برای نسل‌های آینده مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید