carpuss

[ایالات متحده]/kɑ:pəs/
[بریتانیا]/[ˈkɑːrpəs]/

ترجمه

n. مچ؛ استخوان‌های مچ؛ مفصل مچ.؛ کارپی (جمع کارپوس).

عبارات و ترکیب‌ها

carpuss shop

فروشگاه کارپوس

carpuss net

شبکه کارپوس

carpuss bait

طعمه کارپوس

carpuss pond

گودال کارپوس

carpuss fishing

ماهیگیری کارپوس

carpuss festival

جشنواره کارپوس

carpuss recipe

دستور کارپوس

carpuss season

فصل کارپوس

carpuss tank

تانک کارپوس

carpuss care

مراقبت از کارپوس

جملات نمونه

my carpuss is always full of snacks.

بدنه من همیشه پر از تنقلات است.

he likes to keep his carpuss organized.

او دوست دارد بدنه خود را مرتب نگه دارد.

we need to clean out the carpuss before the trip.

ما باید قبل از سفر بدنه را تمیز کنیم.

the carpuss can hold a lot of luggage.

بدنه می تواند مقدار زیادی بار را در خود جای دهد.

she found a hidden compartment in her carpuss.

او یک محفظه مخفی در بدنه خود پیدا کرد.

he installed a new sound system in his carpuss.

او یک سیستم صوتی جدید در بدنه خود نصب کرد.

my carpuss is perfect for long road trips.

بدنه من برای سفرهای طولانی جاده عالی است.

they often use their carpuss for camping trips.

آنها اغلب از بدنه خود برای سفر کمپینگ استفاده می کنند.

the carpuss was filled with the smell of fresh coffee.

بدنه پر از بوی قهوه تازه بود.

he always keeps a first aid kit in his carpuss.

او همیشه یک جعبه کمک های اولیه در بدنه خود نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید