casefuls

[ایالات متحده]/ˈkeɪsfʊlz/
[بریتانیا]/ˈkeɪsfʊlz/

ترجمه

n. جمع صفت caseful؛ مقداری که یک کیسه یا ظرف را پر می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

casefuls of

چند عدد

many casefuls

چندین عدد

several casefuls

چند عدد

these casefuls

این اعداد

those casefuls

آن اعداد

casefuls needed

اعداد مورد نیاز

casefuls ordered

اعداد سفارش داده شده

enough casefuls

اعداد کافی

more casefuls

بیشتر اعداد

most casefuls

بیشترین اعداد

جملات نمونه

the detective carried casefuls of evidence to the courtroom.

دزدیل با چندین کیسه شواهد به دادگاه برد.

we brought back casefuls of dirty laundry from our trip.

ما از سفر خود ماشین‌آلات پارچه‌های کثیف را بازمی‌گردانیم.

the librarian unpacked casefuls of new books for the shelf.

کتابدار چندین کیسه کتاب جدید را برای رف‌ها باز کرد.

they drank casefuls of beer during the football game.

آن‌ها در طول بازی فوتبال چندین کیسه بی‌الکل می‌نوشیدند.

the warehouse stored casefuls of canned food for emergencies.

انبار چندین کیسه غذای کنسرو شده را برای اضطرابات ذخیره کرد.

we bought casefuls of water to prepare for the storm.

ما چندین کیسه آب را برای آمادگی در برابر باران خریدیم.

the movers loaded casefuls of wine into the delivery truck.

کارگران نقل و انتقالات چندین کیسه شراب را به ورودی اتومobil بار کردند.

she received casefuls of documents to review for the trial.

او چندین کیسه مدارک را برای بررسی در دادگاه دریافت کرد.

the soldiers carried casefuls of ammunition on their backs.

سربازان چندین کیسهmunition را روی پشت خود حمل می‌کردند.

the store sold casefuls of soda at a discounted price.

فروشگاه چندین کیسه نمک را با قیمت تخفیف‌دار فروخت.

he emptied casefuls of old papers into the recycling bin.

او چندین کیسه کاغذ قدیمی را در کیسه بازیافتی ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید