caseinates

[ایالات متحده]/ˈkeɪs.iː.neɪt/
[بریتانیا]/ˌkeɪs.ɪˈneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیبی از یک فلز (مانند کلسیم یا سدیم) و کازئین، اسید کازئین.

عبارات و ترکیب‌ها

caseinate protein

پروتئین کازئین

sodium caseinate

کازئین سدیم

calcium caseinate

کازئین کلسیم

caseinate powder

پودر کازئین

caseinate solution

محلول کازئین

caseinate emulsifier

امولسیفایر کازئین

caseinate supplement

مکمل کازئین

caseinate blend

مخلوط کازئین

caseinate isolate

کازئین ایزوله

potassium caseinate

کازئین پتاسیم

جملات نمونه

caseinate is often used in protein supplements.

کازئین اغلب در مکمل‌های پروتئینی استفاده می‌شود.

many dairy products contain caseinate as a key ingredient.

محصولات لبنی زیادی کازئین را به عنوان یک ماده اصلی در خود دارند.

caseinate can improve the texture of food products.

کازئین می‌تواند بافت محصولات غذایی را بهبود بخشد.

some athletes prefer caseinate for muscle recovery.

برخی از ورزشکاران کازئین را برای ریکاوری عضلات ترجیح می‌دهند.

caseinate is known for its slow digestion rate.

کازئین به دلیل سرعت هضم پایین شناخته شده است.

in baking, caseinate can enhance moisture retention.

در پخت و پز، کازئین می‌تواند حفظ رطوبت را افزایش دهد.

some people are allergic to caseinate found in dairy.

برخی از افراد به کازئین موجود در لبنیات آلرژی دارند.

caseinate is often used in cheese production.

کازئین اغلب در تولید پنیر استفاده می‌شود.

caseinate can act as a stabilizer in emulsions.

کازئین می‌تواند به عنوان یک تثبیت‌کننده در امولسیون‌ها عمل کند.

food scientists study the properties of caseinate.

دانشمندان مواد غذایی خواص کازئین را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید