cashcards

[ایالات متحده]/ˈkæʃkɑːrd/
[بریتانیا]/ˈkæʃkɑːrd/

ترجمه

n. کارتی که می‌توان از آن برای برداشت وجه نقد از حساب بانکی استفاده کرد.; اصطلاح جایگزین برای "کارت بدهی".

عبارات و ترکیب‌ها

cashcard balance

اعتبار کارت نقدی

cashcard payment

پرداخت کارت نقدی

cashcard withdrawal

برداشت کارت نقدی

cashcard recharge

شارژ مجدد کارت نقدی

cashcard limit

حد کارت نقدی

cashcard service

خدمات کارت نقدی

cashcard account

حساب کارت نقدی

cashcard provider

ارائه دهنده کارت نقدی

cashcard fees

هزینه های کارت نقدی

cashcard security

امنیت کارت نقدی

جملات نمونه

i need to load my cashcard before shopping.

من باید قبل از خرید موجودی کارت نقدی خود را شارژ کنم.

he used his cashcard to pay for the groceries.

او از کارت نقدی خود برای پرداخت هزینه مواد غذایی استفاده کرد.

make sure to check your cashcard balance regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم موجودی کارت نقدی خود را بررسی کنید.

she lost her cashcard and had to report it.

او کارت نقدی خود را گم کرد و مجبور شد آن را گزارش کند.

using a cashcard is more convenient than cash.

استفاده از کارت نقدی راحت تر از پول نقد است.

he prefers using a cashcard for online purchases.

او ترجیح می دهد از کارت نقدی برای خرید آنلاین استفاده کند.

don't forget to activate your new cashcard.

فراموش نکنید که کارت نقدی جدید خود را فعال کنید.

many stores accept cashcard payments now.

اکنون بسیاری از فروشگاه ها پرداخت با کارت نقدی را قبول می کنند.

reloading a cashcard is quick and easy.

شارژ کردن کارت نقدی سریع و آسان است.

he earned rewards points with his cashcard purchases.

او با خرید با کارت نقدی امتیازهای پاداش کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید