cassavas

[ایالات متحده]/ˈkæsævəz/
[بریتانیا]/ˌkæsəˈvɑːvz/

ترجمه

n. یک غده نشاسته‌ای از گیاه کاساوا، که اغلب به عنوان غذا استفاده می‌شود. ; خود گیاه کاساوا.

عبارات و ترکیب‌ها

cassavas flour

آرد کاساوا

cassavas chips

چیپس کاساوا

cassavas roots

ریشه‌های کاساوا

cassavas stew

خوراک کاساوا

cassavas cake

کیک کاساوا

cassavas meal

وعده غذایی کاساوا

cassavas plant

گیاه کاساوا

cassavas pudding

پودینگ کاساوا

cassavas beverage

نوشیدنی کاساوا

cassavas dish

غذا با کاساوا

جملات نمونه

cassavas are a staple food in many tropical countries.

نیوکاسوا یک غذای اصلی در بسیاری از کشورهای گرمسیری است.

we harvested cassavas from our garden last week.

ما هفته گذشته نیوکاسوا را از باغ خود برداشتیم.

cassavas can be processed into flour for baking.

می‌توان نیوکاسوا را به آرد برای پخت تبدیل کرد.

many people enjoy cassavas boiled with spices.

بسیاری از مردم از پخت نیوکاسوا با ادویه‌جات لذت می‌برند.

cassavas are rich in carbohydrates and dietary fiber.

نیوکاسوا سرشار از کربوهیدرات و فیبر غذایی است.

in some regions, cassavas are used to make tapioca pearls.

در برخی مناطق، از نیوکاسوا برای تهیه مروارید تپیوکا استفاده می‌شود.

farmers often rotate cassavas with other crops.

کشاورزان اغلب نیوکاسوا را با سایر محصولات تناوب می‌کنند.

cassavas must be cooked properly to remove toxins.

برای از بین بردن سموم، باید نیوکاسوا را به درستی بپزید.

we learned how to grow cassavas in our agricultural class.

ما یاد گرفتیم که چگونه نیوکاسوا را در کلاس کشاورزی خود پرورش دهیم.

cassavas can be fried to make delicious chips.

می‌توان نیوکاسوا را سرخ کرد تا چیپس‌های خوشمزه درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید