castigates

[ایالات متحده]/ˈkæs.tɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈkæstɪˌɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت انتقاد می‌کند، سرزنش می‌کند یا مجازات می‌کند کسی را

عبارات و ترکیب‌ها

castigates the behavior

سرزنش رفتار

castigates the decision

سرزنش تصمیم

castigates the actions

سرزنش اقدامات

castigates the policy

سرزنش سیاست

castigates the leader

سرزنش رهبر

castigates the report

سرزنش گزارش

castigates the practice

سرزنش روش

castigates the system

سرزنش سیستم

castigates the proposal

سرزنش پیشنهاد

جملات نمونه

the teacher castigates students for not completing their homework.

معلم دانش‌آموزان را به دلیل انجام ندادن تکالیفشان سرزنش می‌کند.

the critic castigates the film for its poor storyline.

منتقد فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن سرزنش می‌کند.

she castigates her friend for being late to the meeting.

او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش می‌کند.

the politician castigates his opponents during the debate.

سیاستمدار حریفان خود را در طول بحث سرزنش می‌کند.

the manager castigates the team for missing the deadline.

مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش می‌کند.

he often castigates himself for making mistakes.

او اغلب خود را به دلیل اشتباه کردن سرزنش می‌کند.

the article castigates the government's inaction on climate change.

مقاله بی‌عملی دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را سرزنش می‌کند.

she was castigated by her peers for her controversial opinion.

او به دلیل نظر جنجالی‌اش توسط همسالانش سرزنش شد.

the coach castigates the players for their lack of effort.

مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش می‌کند.

the judge castigates the defendant for his behavior in court.

قاضی متهم را به دلیل رفتار او در دادگاه سرزنش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید