after years of silence, the letter proved to be a cathartic release for her.
پس از سالها سکوت، نامه ثابت شد که یک رهایی درمانی برای او است.
the intense workout provided a much-needed cathartic effect after the stressful meeting.
ورزش شدید یک اثر درمانی بسیار لازم پس از جلسه استرسزا فراهم کرد.
writing poetry serves as a cathartic experience for many trauma survivors.
نوشتن شعر به عنوان یک تجربه درمانی برای بسیاری از افرادی که از ترکم رنج میبرند عمل میکند.
we hope this honest conversation offers a cathartic moment for the entire family.
امیدواریم این گفتوگو صادقانه یک لحظه درمانی برای تمام خانواده ایجاد کند.
crying is not a weakness; it is a natural and cathartic process.
گریه ضعفی نیست؛ بلکه یک فرآیند طبیعی و درمانی است.
for the artist, painting became a cathartic outlet for his suppressed anger.
برای هنرمند، نقاشی به یک راهاندازی درمانی برای غضب خفتهاش تبدیل شد.
the film's ending was so powerful that it provided a cathartic release to the audience.
پایان فیلم بهطوری قوی بود که یک رهایی درمانی برای مخاطبین فراهم کرد.
finally confronting his fears felt surprisingly cathartic and liberating.
در نهایت مواجهه با ترسهایش بهطور شگفتآوری درمانی و آزاد کننده به نظر رسید.
he described the confession as a cathartic act that lifted a heavy weight from his shoulders.
او اعتراف را بهعنوان یک عمل درمانی که یک بار سنگین را از پشت او برداشت، توصیف کرد.
screaming at the ocean can be a strangely cathartic activity when you are overwhelmed.
وقتی فشار زیادی داری، شکیبا کردن به اقیانوس میتواند یک فعالیت درمانی عجیب باشد.
the support group meeting created a safe space for a cathartic expression of grief.
جلسه گروه حمایتی یک فضای امن برای بیان درمانی اندوه ایجاد کرد.
after years of silence, the letter proved to be a cathartic release for her.
پس از سالها سکوت، نامه ثابت شد که یک رهایی درمانی برای او است.
the intense workout provided a much-needed cathartic effect after the stressful meeting.
ورزش شدید یک اثر درمانی بسیار لازم پس از جلسه استرسزا فراهم کرد.
writing poetry serves as a cathartic experience for many trauma survivors.
نوشتن شعر به عنوان یک تجربه درمانی برای بسیاری از افرادی که از ترکم رنج میبرند عمل میکند.
we hope this honest conversation offers a cathartic moment for the entire family.
امیدواریم این گفتوگو صادقانه یک لحظه درمانی برای تمام خانواده ایجاد کند.
crying is not a weakness; it is a natural and cathartic process.
گریه ضعفی نیست؛ بلکه یک فرآیند طبیعی و درمانی است.
for the artist, painting became a cathartic outlet for his suppressed anger.
برای هنرمند، نقاشی به یک راهاندازی درمانی برای غضب خفتهاش تبدیل شد.
the film's ending was so powerful that it provided a cathartic release to the audience.
پایان فیلم بهطوری قوی بود که یک رهایی درمانی برای مخاطبین فراهم کرد.
finally confronting his fears felt surprisingly cathartic and liberating.
در نهایت مواجهه با ترسهایش بهطور شگفتآوری درمانی و آزاد کننده به نظر رسید.
he described the confession as a cathartic act that lifted a heavy weight from his shoulders.
او اعتراف را بهعنوان یک عمل درمانی که یک بار سنگین را از پشت او برداشت، توصیف کرد.
screaming at the ocean can be a strangely cathartic activity when you are overwhelmed.
وقتی فشار زیادی داری، شکیبا کردن به اقیانوس میتواند یک فعالیت درمانی عجیب باشد.
the support group meeting created a safe space for a cathartic expression of grief.
جلسه گروه حمایتی یک فضای امن برای بیان درمانی اندوه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید