cauterisation

[ایالات متحده]/ˌkɔːtəraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkɔːtərɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرایند سوزاندن بافت با گرما یا مواد شیمیایی برای متوقف کردن خونریزی یا جلوگیری از عفونت
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the surgeon performed cauterisation to stop the bleeding immediately.

جراح بازسوزی را انجام داد تا خونریزی را فورا متوقف کند.

cauterisation of the wound reduces the risk of infection significantly.

بازسوزی جرح خطر ابتلا به عفونت را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.

doctors used chemical cauterisation to remove the small growth on the skin.

پزشکان از بازسوزی شیمیایی برای حذف رشد کوچک روی پوست استفاده کردند.

electrocauterisation is a common procedure in modern surgical operations.

بازسوزی الکتریکی یک روش رایج در عمل جراحی های مدرن است.

healing time after nasal cauterisation is usually very quick.

زمان بهبودی پس از بازسوزی بینی معمولاً بسیار سریع است.

the patient experienced slight discomfort during the cauterisation process.

بیمار در طول فرآیند بازسوزی ناراحتی خفیفی تجربه کرد.

during the operation, the doctor utilized cauterisation to seal the blood vessels.

در طول عمل، پزشک از بازسوزی برای بستن عروق خونی استفاده کرد.

the cauterisation tool is essential for controlling severe hemorrhage.

دستگاه بازسوزی برای کنترل خونریزی شدید ضروری است.

after the biopsy, cauterisation was applied to facilitate healing.

پس از بیopsi، بازسوزی اعمال شد تا بهبودی را تسهیل کند.

cauterisation is often used to treat chronic nosebleeds in children.

بازسوزی اغلب برای درمان خونریزی مزمن بینی در کودکان استفاده می شود.

the success of the cauterisation procedure depends on the surgeon's precision.

موفقیت فرآیند بازسوزی به دقت جراح بستگی دارد.

patient consent is required before performing any cauterisation.

قبل از انجام هرگونه بازسوزی، رضایت بیمار ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید