celibacies

[ایالات متحده]/ˈsɛlɪbəsiːz/
[بریتانیا]/səˈlɪbəˌsiz/

ترجمه

n. حالت خودداری از ازدواج و روابط جنسی.

عبارات و ترکیب‌ها

celibacies of monks

نجانس‎بازی راهبانان

celibacies in society

نجانس‎بازی در جامعه

celibacies and vows

نجانس‎بازی و سوگندها

celibacies for faith

نجانس‎بازی برای ایمان

celibacies of priests

نجانس‎بازی کشیشان

celibacies as choice

نجانس‎بازی به عنوان انتخاب

celibacies in culture

نجانس‎بازی در فرهنگ

celibacies and relationships

نجانس‎بازی و روابط

celibacies for purity

نجانس‎بازی برای پاکدامنی

celibacies and freedom

نجانس‎بازی و آزادی

جملات نمونه

many people choose celibacies for personal growth.

بسیاری از افراد برای رشد شخصی، تجرد را انتخاب می‌کنند.

celibacies can lead to a deeper understanding of oneself.

تجرد می‌تواند منجر به درک عمیق‌تری از خود شود.

some cultures highly value celibacies.

برخی از فرهنگ‌ها تجرد را بسیار ارزشمند می‌دانند.

she decided to embrace celibacies for a while.

او تصمیم گرفت برای مدتی تجرد را بپذیرد.

celibacies can provide freedom and independence.

تجرد می‌تواند آزادی و استقلال را فراهم کند.

he often reflects on the benefits of celibacies.

او اغلب به مزایای تجرد فکر می‌کند.

celibacies are sometimes misunderstood by society.

تجرد گاهی اوقات توسط جامعه درک نمی‌شود.

choosing celibacies requires careful consideration.

انتخاب تجرد نیاز به بررسی دقیق دارد.

celibacies can be a form of self-discipline.

تجرد می‌تواند نوعی خود انضباطی باشد.

in some religions, celibacies are encouraged.

در برخی از ادیان، تجرد تشویق می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید