chafings

[ایالات متحده]/ˈtʃæfɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʃeɪfɪŋz/

ترجمه

adj. ساینده؛ مقاوم در برابر سایش
n. التهاب یا سایش پوست
v. مالش دادن گرم؛ ساییدن؛ تحریک کردن (شکل ing of chafe)

عبارات و ترکیب‌ها

chafings relief

کاهش سوزش

prevent chafings

جلوگیری از سوزش

chafings treatment

درمان سوزش

reduce chafings

کاهش سوزش

chafings cream

کرم ضد سوزش

chafings prevention

جلوگیری از سوزش

chafings symptoms

علائم سوزش

chafings solution

راه حل برای سوزش

chafings causes

علت های سوزش

treat chafings

درمان سوزش

جملات نمونه

chafings can occur when wearing new shoes.

تحریک پوستی می‌تواند در هنگام پوشیدن کفش‌های جدید رخ دهد.

she applied cream to soothe the chafings on her skin.

او کرم استفاده کرد تا التهابات پوستی روی پوستش را تسکین دهد.

chafings are common during long runs.

تحریک پوستی در طول مسافت‌های طولانی دویدن رایج است.

he noticed chafings after the hike.

او بعد از پیاده‌روی متوجه التهابات پوستی شد.

wearing proper clothing can help prevent chafings.

پوشیدن لباس مناسب می‌تواند به جلوگیری از التهابات پوستی کمک کند.

chafings can be quite painful if not treated.

اگر درمان نشوند، التهابات پوستی می‌توانند بسیار دردناک باشند.

she always carries ointment for chafings when traveling.

او همیشه هنگام سفر، پماد برای التهابات پوستی همراه دارد.

chafings often occur in humid weather.

التهابات پوستی اغلب در هوای مرطوب رخ می‌دهد.

he learned to manage chafings during his marathon training.

او یاد گرفت که چگونه التهابات پوستی را در طول تمرینات ماراتن خود مدیریت کند.

chafings can be minimized with the right gear.

می‌توان با تجهیزات مناسب، التهابات پوستی را به حداقل رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید