chairlegs

[ایالات متحده]/ˈtʃeəleɡz/
[بریتانیا]/ˈtʃerleɡz/

ترجمه

n. پاهاي یک صندلی

عبارات و ترکیب‌ها

wooden chairlegs

پای صندلی چوبی

metal chairlegs

پای صندلی فلزی

broken chairlegs

پای صندلی شکسته

chairlegs only

فقط پای صندلی

four chairlegs

چهار پای صندلی

chairlegs wobble

پای صندلی لرزش می‌کند

chairlegs scratched

پای صندلی خراشیده شده است

missing chairlegs

پای صندلی گم شده است

short chairlegs

پای صندلی کوتاه

chairlegs collapse

پای صندلی فرو می‌ریزد

جملات نمونه

the cat rubbed against the chairlegs affectionately.

گربه عاشقانه به پای صندلی مالید.

he glued the loose chairlegs back together.

او پای صندلی‌های لکه‌دار را دوباره به هم چسباند.

the chairlegs scraped loudly against the floor.

پای صندلی‌ها با زمین به شدت اسکریپت کرد.

dust had accumulated under the chairlegs.

گرد و غبار زیر پای صندلی‌ها جمع شده بود.

the carpenter repaired the broken chairlegs.

چوب‌کار پای صندلی‌های شکسته را تعمیر کرد.

white paint was chipping off the chairlegs.

رنگ سفید از پای صندلی‌ها پوسته‌پوسته می‌شد.

she tied ribbons around the chairlegs for decoration.

او کرکره‌های ریبون را حول پای صندلی‌ها برای زیبایی بست.

the antique chairlegs were carved from oak.

پای صندلی‌های باستانی از چوب بلوط گریفته شده بودند.

felt pads were attached to the bottom of the chairlegs.

پوسته‌های حسی به پایین پای صندلی‌ها متصل شده بودند.

the dog chewed on the wooden chairlegs.

سگ روی پای صندلی‌های چوبی چیست.

he stubbed his toe against the metal chairlegs.

او انگشت پای خود را در پای صندلی‌های فلزی می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید