changemaker

[ایالات متحده]/ˈtʃeɪndʒˌmeɪkər/
[بریتانیا]/CHAYNJ-mey-ker/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که تغییرات قابل توجهی را در یک حوزه یا زمینه خاص آغاز می‌کند یا ایجاد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

social changemaker

یاگر تغییرات اجتماعی

community changemaker

یاگر تغییرات اجتماعی در جامعه

youth changemaker

یاگر تغییرات جوانان

impact changemaker

یاگر تغییرات اثرگذار

global changemaker

یاگر تغییرات جهانی

local changemaker

یاگر تغییرات محلی

innovative changemaker

یاگر تغییرات نوآورانه

environmental changemaker

یاگر تغییرات زیست محیطی

educational changemaker

یاگر تغییرات آموزشی

cultural changemaker

یاگر تغییرات فرهنگی

جملات نمونه

every changemaker has the power to inspire others.

هر كه‌کشور سازنده، قدرت الهام بخشیدن به دیگران را دارد.

being a changemaker requires courage and dedication.

یک کشور سازنده بودن نیاز به شجاعت و تعهد دارد.

changemakers often challenge the status quo.

کشور سازان اغلب وضعیت موجود را به چالش می کشند.

a true changemaker listens to the needs of the community.

یک کشور سازنده واقعی به نیازهای جامعه گوش می دهد.

we need more changemakers in our society.

ما به افراد بیشتری در جامعه خود نیاز داریم.

changemakers create innovative solutions to pressing problems.

کشور سازان راه حل های نوآورانه برای مشکلات جدی ایجاد می کنند.

every changemaker has a unique story to tell.

هر کشور سازنده داستان منحصر به فردی برای گفتن دارد.

education empowers individuals to become changemakers.

آموزش به افراد قدرت می بخشد تا به کشور سازنده تبدیل شوند.

supporting changemakers can lead to positive change.

حمایت از کشور سازان می تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

networking is essential for a successful changemaker.

شبکه سازی برای یک کشور سازنده موفق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید