| جمع | chanteys |
sea chantey
شنتای دریایی
work chantey
شنتای کاری
sailor chantey
شنتای ملوان
folk chantey
شنتای محلی
chanting chantey
شنتای زمزمه
traditional chantey
شنتای سنتی
nautical chantey
شنتای دریایی
old chantey
شنتای قدیمی
melodic chantey
شنتای ملودیک
rhythmic chantey
شنتای ریتمیک
she sang a beautiful chantey during the boat ride.
او در طول سفر دریایی یک چنتی زیبا خواند.
the sailors often gathered to share a chantey.
ملوانان اغلب دور هم جمع می شدند تا یک چنتی را به اشتراک بگذارند.
he learned a traditional chantey from his grandfather.
او یک چنتی سنتی را از پدربزرگش یاد گرفت.
the chantey echoed across the waves.
چنتی در امواج طنین انداز شد.
we joined in the chantey as we rowed the boat.
ما در حالی که قایق را جابجا می کردیم به چنتی پیوستیم.
chanteys were often sung to keep the crew in sync.
چنتی ها اغلب برای هماهنگ نگه داشتن خدمه خوانده می شدند.
the old chantey tells the story of a lost sailor.
چنتی قدیمی داستان یک ملوان گمشده را بیان می کند.
they performed a lively chantey at the festival.
آنها یک چنتی پرانرژی در جشنواره اجرا کردند.
learning a chantey can be a fun way to connect with maritime history.
یادگیری یک چنتی می تواند راهی سرگرم کننده برای ارتباط با تاریخ دریانوردی باشد.
we sang a chantey to lift our spirits during the long voyage.
ما برای بالا بردن روحیه خود در طول سفر طولانی یک چنتی خواندیم.
sea chantey
شنتای دریایی
work chantey
شنتای کاری
sailor chantey
شنتای ملوان
folk chantey
شنتای محلی
chanting chantey
شنتای زمزمه
traditional chantey
شنتای سنتی
nautical chantey
شنتای دریایی
old chantey
شنتای قدیمی
melodic chantey
شنتای ملودیک
rhythmic chantey
شنتای ریتمیک
she sang a beautiful chantey during the boat ride.
او در طول سفر دریایی یک چنتی زیبا خواند.
the sailors often gathered to share a chantey.
ملوانان اغلب دور هم جمع می شدند تا یک چنتی را به اشتراک بگذارند.
he learned a traditional chantey from his grandfather.
او یک چنتی سنتی را از پدربزرگش یاد گرفت.
the chantey echoed across the waves.
چنتی در امواج طنین انداز شد.
we joined in the chantey as we rowed the boat.
ما در حالی که قایق را جابجا می کردیم به چنتی پیوستیم.
chanteys were often sung to keep the crew in sync.
چنتی ها اغلب برای هماهنگ نگه داشتن خدمه خوانده می شدند.
the old chantey tells the story of a lost sailor.
چنتی قدیمی داستان یک ملوان گمشده را بیان می کند.
they performed a lively chantey at the festival.
آنها یک چنتی پرانرژی در جشنواره اجرا کردند.
learning a chantey can be a fun way to connect with maritime history.
یادگیری یک چنتی می تواند راهی سرگرم کننده برای ارتباط با تاریخ دریانوردی باشد.
we sang a chantey to lift our spirits during the long voyage.
ما برای بالا بردن روحیه خود در طول سفر طولانی یک چنتی خواندیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید