charcutier

[ایالات متحده]/ʃɑːrˈkuːtɪər/
[بریتانیا]/shar-koo-tee-ayr/

ترجمه

n. فردی که محصولات چاشنی (گوشت‌های خشک شده، سوسیس‌ها، پاته‌ها و غیره) را تهیه و می‌فروشد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

charcutier shop

فروشگاه تشخیصی

charcutier platter

سینی تشخیصی

charcutier selection

انتخاب تشخیصی

charcutier board

صفحه تشخیصی

charcutier specialties

تخصص‌های تشخیصی

charcutier products

محصولات تشخیصی

charcutier artisan

صنعتی تشخیصی

charcutier meats

گوشت‌های تشخیصی

charcutier shopkeeper

فروشنده تشخیصی

charcutier delicacies

شیرینی‌های تشخیصی

جملات نمونه

the charcutier prepares a variety of cured meats.

شارکوتیر مجموعه‌ای متنوع از گوشت‌های دودی را آماده می‌کند.

we visited the charcutier to buy some sausages.

ما برای خرید سوسیس از شارکوتیر بازدید کردیم.

the charcutier suggested pairing the salami with cheese.

شارکوتیر پیشنهاد کرد که سالامی را با پنیر همراه کنیم.

my favorite charcutier makes the best pâté in town.

عصر شارکوتیر مورد علاقه من بهترین پاته را در شهر درست می‌کند.

at the market, the charcutier displayed his finest hams.

در بازار، شارکوتیر بهترین هام خود را به نمایش گذاشت.

the charcutier taught us how to slice the prosciutto.

شارکوتیر به ما یاد داد که چگونه پروسکیوتو را برش بزنیم.

we learned about the history of charcuterie from the charcutier.

ما درباره تاریخ شارکوتری از شارکوتیر یاد گرفتیم.

the charcutier's shop is known for its artisanal products.

فروشگاه شارکوتیر به خاطر محصولات صنایع دستی خود مشهور است.

a skilled charcutier can create unique flavor combinations.

یک شارکوتیر ماهر می‌تواند ترکیبات طعم منحصر به فرد ایجاد کند.

the charcutier offered a tasting of various meats.

شارکوتیر یک تست از انواع گوشت‌ها ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید