charno

[ایالات متحده]//tʃɑːrnəʊ//
[بریتانیا]//tʃɑːrnoʊ//

ترجمه

n. شماره دانشجو؛ شماره شناسنامه؛ شماره کارکنان
شکل‌های واژه
جمعcharnos

عبارات و ترکیب‌ها

the charno

Persian_translation

charnos

Persian_translation

charno man

Persian_translation

old charno

Persian_translation

charno time

Persian_translation

big charno

Persian_translation

charno day

Persian_translation

جملات نمونه

charno furniture adds elegance to any room.

چارنو فرگانیت به هر اتاق زیبایی می‌افزوند.

the charno fabric feels remarkably soft.

بُرک چارنو حس خیلی نرمی دارد.

she wore a beautiful charno dress to the gala.

او یک پوشاک زیبای چارنو را به جشن گالا پوشید.

charno products are known for their quality.

محصولات چارنو به دلیل کیفیت آن‌ها شناخته شده‌اند.

the artist created a stunning charno sculpture.

هنرمند یک اسکلتور چارنو زیبایی ایجاد کرد.

they chose charno flooring for their new home.

آن‌ها برای خانه جدیدشان چارنو زمین‌پوش را انتخاب کردند.

the charno collection features modern designs.

مجموعه چارنو طراحی‌های مدرن را دارد.

charno accessories complement any outfit.

Phụ kiện چارنو هر لباس را تکمیل می‌کند.

the charno workshop attracted many participants.

کارگاه چارنو بسیاری از شرکت‌کنندگان را جذب کرد.

he recommended the charno option for better durability.

او گزینه چارنو را برای مقاومت بیشتر توصیه کرد.

the charno brand has expanded internationally.

برند چارنو به طور بین‌المللی گسترش یافته است.

charno techniques have been passed down for generations.

تکنیک‌های چارنو به نسل‌های بعدی منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید