chef

[ایالات متحده]/ʃef/
[بریتانیا]/ʃef/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرآشپز در یک رستوران

عبارات و ترکیب‌ها

head chef

سرآشپز

sous chef

سرآشپز دوم

pastry chef

سرآشپز شیرینی

executive chef

سرآشپز ارشد

جملات نمونه

The chef is on the warpath today.

سرآشپز امروز در حال عصبانیت است.

chefs of international repute.

سرآشپزهای با شهرت بین‌المللی.

French pastry is the chef's specialty.

شیرینی‌پزی فرانسوی تخصص سرآشپز است.

He is one of the top chefs in Britain.

او یکی از بهترین سرآشپزهای بریتانیا است.

Consider work initially as a commis chef or chef de partie, assistant cook, larder chef or assistant patissier.

ابتدا به عنوان یک سرآشپز کمکی یا سرآشپز بخش، کمک آشپز، سرآشپز سردخانه یا کمک شیرینی‌پز کار کنید.

He started work as a trainee chef.

او به عنوان یک سرآشپز کارآموز شروع به کار کرد.

the chef produced the pâté that was his signature.

سرآشپز پاته ای را تولید کرد که امضای او بود.

allowed the chef leeway in choosing the menu;

به سرآشپز اجازه انتخاب منو را داد.

an innovative chef who puts a new spin on traditional fare.

یک سرآشپز خلاق که رویکردی جدید به غذاهای سنتی می‌دهد.

The chef used an electric grinder in the kitchen.

سرآشپز از یک آسیاب برقی در آشپزخانه استفاده کرد.

A team of kitchen apprentices assisted the chef in preparing the banquet.

تیمی از شاگران آشپزخانه به سرآشپز در تهیه ضیافت کمک کردند.

Resturants in Hunter Valley and known for quiality and renovation,randing from dining to chef style.

رستوران‌های دره هانتر که به دلیل کیفیت و بازسازی شناخته شده‌اند، از غذا خوردن تا سبک سرآشپز.

Everyday in the evening, chef puts a bowl of milk after the door of subterranean coalhole, celestial being giving palm is become dinner.

هر روز شام، سرآشپز یک کاسه شیر بعد از در سوراخ زیرزمینی زغال سنگ می‌گذارد، موجود آسمانی دست دادن تبدیل به شام می‌شود.

It is believed that the original potato chip recipe was created by chef George Crum at a restaurant in Saratoga Springs, NY.

این باور وجود دارد که دستور العمل اصلی چیپس سیب زمینی توسط سرآشپز جورج کرام در رستورانی در ساراتوگا اسپرینگز، نیویورک ایجاد شده است.

The New York chef would opt for a simple meal of gravlax (salt-cured salmon) with crisp bread and dill mustard sauce, and nigiri-style sushi.

سرآشپز نیویورکی ترجیح می داد یک وعده غذایی ساده از گراولاکس (ماهی سالمون نمک سود شده) با نان ترد و سس خردل با جعفری و سوشی به سبک نیگیری بخورد.

We want to buy Chef Torch, Gas Match, Gas Burner, Kitchenware, Barbecue Grill, Lighting Tools, Hotmelt Gas Glue Gun, Cook Burner Kitchenware

ما می‌خواهیم مشعل آشپز، فندک گازی، مشعل گازی، لوازم آشپزخانه، گریل باربکیو، ابزارهای روشنایی، تفنگ چسب گازی داغ، لوازم آشپزخانه مشعل آشپزی بخریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید