chicory

[ایالات متحده]/'tʃɪk(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'tʃɪkəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از خانواده قاصدک با گل‌های آبی، که غالباً در سالادها یا به عنوان جایگزین قهوه استفاده می‌شود
Word Forms
جمعchicories

عبارات و ترکیب‌ها

chicory root

ریشه گزنه

chicory coffee

قهوه گزنه

chicory salad

سالاد گزنه

جملات نمونه

Chicory, fresh or chilled, (excl. witloof)","

زین‌زیره، تازه یا سرد، (به استثنای ویلوف)

Application of Vervain and Chicory on their shin zone or parts of the abdomen that experienced pain with applied pressure had no effects.

استفاده از بابونه و شوکران بر روی ناحیه ساق پا یا قسمت هایی از شکم که با فشار اعمال شده درد را تجربه کرده بودند، تاثیری نداشت.

She brewed a cup of chicory coffee every morning.

او هر روز یک فنجان قهوه شیکوری درست می‌کرد.

The salad was topped with roasted chicory.

سالاد با شیکوری کبابی پوشانده شده بود.

Chicory is often used as a coffee substitute.

شیکوری اغلب به عنوان جایگزین قهوه استفاده می‌شود.

The bitter taste of chicory adds depth to the dish.

طعم تلخ شیکوری عمق به غذا می‌دهد.

She sprinkled some chopped chicory leaves on the pizza.

او مقداری برگ شیکوری خرد شده روی پیتزا ریخت.

Chicory is a popular ingredient in salads.

شیکوری یک ماده محبوب در سالادها است.

The chicory root is often used in herbal medicine.

ریشه شیکوری اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

The chicory plant has bright blue flowers.

گیاه شیکوری دارای گل‌های آبی روشن است.

Chicory is known for its digestive benefits.

شیکوری به دلیل فواید گوارشی آن شناخته شده است.

The chicory salad dressing had a tangy flavor.

سس سالاد شیکوری طعم ترش و مطبوعی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید