chides

[ایالات متحده]/tʃaɪdz/
[بریتانیا]/tʃaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرزنش می‌کند یا ملامت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

she chides him

او او را سرزنش می‌کند

he chides her

او او را سرزنش می‌کند

often chides me

اغراقاً من را سرزنش می‌کند

chides the child

بچه را سرزنش می‌کند

chides his friend

دوستش را سرزنش می‌کند

gently chides us

به آرامی ما را سرزنش می‌کند

chides the team

تیم را سرزنش می‌کند

chides the player

بازیکن را سرزنش می‌کند

chides the audience

تماشاگران را سرزنش می‌کند

chides her son

پسرش را سرزنش می‌کند

جملات نمونه

she chides her son for not doing his homework.

او پسرش را به خاطر انجام ندادن تکالیفش سرزنش می‌کند.

the teacher chides the students for being late.

معلم دانش‌آموزان را به خاطر دیر رسیدن سرزنش می‌کند.

he often chides his friends for their bad habits.

او اغلب دوستانش را به خاطر عادت‌های بدشان سرزنش می‌کند.

my mother chides me when i forget to call her.

مادرم وقتی فراموش می‌کنم با او تماس بگیرم، من را سرزنش می‌کند.

she gently chides her dog for digging in the garden.

او سگش را به آرامی به خاطر کندن باغ سرزنش می‌کند.

the manager chides the team for missing the deadline.

مدیر تیم را به خاطر از دست دادن مهلت مقرر سرزنش می‌کند.

he chides himself for not studying harder.

او خودش را به خاطر تلاش نکردن بیشتر سرزنش می‌کند.

she chides her partner for forgetting their anniversary.

او شریک زندگی‌اش را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان سرزنش می‌کند.

the coach chides the players for their lack of effort.

مربی بازیکنان را به خاطر نداشتن تلاش کافی سرزنش می‌کند.

he chides his colleague for being unprepared for the meeting.

او همکارش را به خاطر آماده نبودن برای جلسه سرزنش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید