childrens

[ایالات متحده]/ˈtʃɪldrənz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪldrənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.کودکان (جمع کودک)

عبارات و ترکیب‌ها

childrens books

کتاب‌های کودکان

childrens toys

اسباب‌بازی‌های کودکان

childrens games

بازی‌های کودکان

childrens music

موسیقی کودکان

childrens art

هنر کودکان

childrens clothing

لباس کودکان

childrens activities

فعالیت‌های کودکان

childrens stories

داستان‌های کودکان

childrens programs

برنامه‌های کودکان

childrens health

سلامت کودکان

جملات نمونه

childrens' laughter fills the playground.

خنده کودکان فضای پارک بازی را پر می‌کند.

we should provide better facilities for childrens.

ما باید امکانات بهتری برای کودکان فراهم کنیم.

childrens' books can spark imagination.

کتاب‌های کودکان می‌توانند باعث ایجاد خلاقیت شوند.

many childrens enjoy playing outside.

بسیاری از کودکان از بازی در فضای باز لذت می‌برند.

childrens' health is a top priority for parents.

سلامتی کودکان اولویت اصلی والدین است.

we need to create safe spaces for childrens.

ما باید فضاهای امن برای کودکان ایجاد کنیم.

childrens' education is essential for future success.

آموزش کودکان برای موفقیت آینده ضروری است.

many childrens participate in after-school activities.

بسیاری از کودکان در فعالیت‌های بعد از مدرسه شرکت می‌کنند.

childrens' creativity should be encouraged.

خلاقیت کودکان باید تشویق شود.

childrens' safety should always come first.

ایمنی کودکان باید همیشه در اولویت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید