chinkapin

[ایالات متحده]/ˈtʃɪŋ.kə.pɪn/
[بریتانیا]/ˈtʃɪŋ.kə.pɪn/

ترجمه

n. نوعی درخت فندق یا میوه آن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chinkapin tree

درخت تشکین‌پین

chinkapin nut

گردوی تشکین‌پین

chinkapin oak

بلوط تشکین‌پین

chinkapin flour

آرد تشکین‌پین

chinkapin harvest

برداشت تشکین‌پین

chinkapin shrub

بوته تشکین‌پین

chinkapin grove

باغچه تشکین‌پین

chinkapin species

گونه‌های تشکین‌پین

chinkapin habitat

زیستگاه تشکین‌پین

chinkapin ecosystem

اکوسیستم تشکین‌پین

جملات نمونه

the chinkapin tree is known for its sweet nuts.

درخت تشکین‌اپین به دلیل دانه‌های شیرینش شناخته شده است.

chinkapin flour can be used in various recipes.

می‌توان از آرد تشکین‌اپین در دستورهای مختلف استفاده کرد.

we found a chinkapin grove while hiking.

در حین پیاده‌روی، یک جنگل تشکین‌اپین پیدا کردیم.

the chinkapin's leaves are vibrant in the fall.

برگ‌های درخت تشکین‌اپین در پاییز بسیار رنگارنگ هستند.

chinkapin nuts are a favorite among wildlife.

دانه‌های تشکین‌اپین مورد علاقه حیات وحش هستند.

harvesting chinkapin nuts can be a fun activity.

جمع‌آوری دانه‌های تشکین‌اپین می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده باشد.

the chinkapin tree thrives in well-drained soil.

درخت تشکین‌اپین در خاک با زهکشی خوب رشد می‌کند.

chinkapin wood is valued for its durability.

چوب تشکین‌اپین به دلیل دوامش ارزشمند است.

children love to collect chinkapin nuts in the fall.

بچه‌ها عاشق جمع‌آوری دانه‌های تشکین‌اپین در پاییز هستند.

chinkapin trees can be found in many forests.

درختان تشکین‌اپین را می‌توان در بسیاری از جنگل‌ها پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید