chipboard

[ایالات متحده]/'tʃɪpbɔːd/
[بریتانیا]/'tʃɪpbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته سخت، مقوا

جملات نمونه

the chipboard covered all the sharp projections.

تخته‌های خرپای چوب‌رنگ تمام برآمدگی‌های تیز را پوشاند.

The bookshelf is made of chipboard.

قفسه کتاب از تخته‌ی خرپا ساخته شده است.

Chipboard is often used in furniture manufacturing.

تخته‌ی خرپا اغلب در تولید مبلمان استفاده می‌شود.

I need to buy some chipboard for my DIY project.

من باید مقداری تخته‌ی خرپا برای پروژه DIY خودم بخرم.

The desk is constructed with chipboard and metal legs.

میز با استفاده از تخته‌ی خرپا و پایه‌های فلزی ساخته شده است.

Chipboard is a cost-effective material for construction.

تخته‌ی خرپا یک ماده‌ی مقرون‌به‌صرفه برای ساخت‌وساز است.

The cabinet doors are made of chipboard with a laminate finish.

درهای کابینت از تخته‌ی خرپا با روکش لمینت ساخته شده‌اند.

I prefer chipboard flooring for its durability and affordability.

من کف‌پوش‌های تخته‌ی خرپا را به دلیل دوام و مقرون‌به‌صرفه بودن ترجیح می‌دهم.

The bookcase collapsed because it was made of low-quality chipboard.

قفسه کتاب از هم پاشید چون از تخته‌ی خرپای بی‌کیفیت ساخته شده بود.

Chipboard is a versatile material that can be used for various projects.

تخته‌ی خرپا یک ماده‌ی همه‌کاره است که می‌تواند برای پروژه‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

The kitchen cabinets are constructed with chipboard and have a glossy finish.

کابینت‌های آشپزخانه با استفاده از تخته‌ی خرپا ساخته شده‌اند و روکش براقی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید