chirurgeons

[ایالات متحده]/ʃɪˈrɜːdʒən/
[بریتانیا]/ʃɪˈrɜrdʒən/

ترجمه

n. جراح

عبارات و ترکیب‌ها

skilled chirurgeon

جراح ماهر

chirurgeon assistant

دستیار جراح

chirurgeon practice

تمرین جراح

experienced chirurgeon

جراح با تجربه

chirurgeon training

آموزش جراح

chirurgeon skills

مهارت های جراح

consult a chirurgeon

با یک جراح مشورت کنید

chirurgeon appointment

قرار ملاقات جراح

chirurgeon specialty

تخصص جراح

chirurgeon techniques

تکنیک های جراح

جملات نمونه

the chirurgeon performed a delicate surgery.

جراح یک عمل جراحی ظریف انجام داد.

she consulted a chirurgeon for her injury.

او برای آسیب دیدگی خود با یک جراح مشورت کرد.

the chirurgeon explained the procedure thoroughly.

جراح رویه را به طور کامل توضیح داد.

many patients trust their chirurgeons with complex operations.

بسیاری از بیماران اعتمادشان را به جراحان خود در انجام عملیات پیچیده دارند.

the chirurgeon used advanced techniques in the operation.

جراح از تکنیک های پیشرفته در عمل استفاده کرد.

after the accident, he needed a skilled chirurgeon.

پس از حادثه، او به یک جراح ماهر نیاز داشت.

the chirurgeon's expertise saved the patient's life.

تخصص جراح باعث نجات جان بیمار شد.

she became a chirurgeon after years of training.

او پس از سال‌ها آموزش به جراح تبدیل شد.

the chirurgeon worked late into the night.

جراح تا دیروقت شب کار کرد.

patients often feel anxious before seeing the chirurgeon.

بیماران اغلب قبل از ملاقات با جراح مضطرب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید